اهداف کوچک چطور باعث موفقیت می‌شود + ۵ ویژگی مفید اهداف کوچک

اهداف کوچک چطور باعث موفقیت می‌شود + ۵ ویژگی مفید اهداف کوچک

[ad_1]

اگر کسی به شما بگوید داشتن هدف‌های کوچک از داشتن هدف‌های بزرگ ضروری‌تر است چه پاسخ می‌دهید؟ تا به حال به قدرت هدف‌های کوچک فکر کرده‌اید؟ ابتدا با هم آخرین تحقیقات درباره تاثیر اهداف کوچک را مرور می‌کنیم. سپس سه روش هدف‌گذاری کوچک برای مدیران را یاد می‌گیریم. در گام آخر هم می‌بینیم که چطور هدف کوچک تعیین کنیم.

مایکل فلپس؛ مردی که با هدف‌های کوچک و به هدف بزرگی رسید!

وقتی مایکل فلپس ۸ ساله بود، مجموعه‌ای از اهدا را برای خودش نوشت. هدف بلندمدت او شرکت در المپیک بود، اما او هدف‌های کوچک هم داشت. این عادت هدف‌گذاری از دوران کودکی با فلپس باقی ماند. او در تمرینات، مسابقات و جنبه‌های مختلف زندگی هدف‌های کوچکی را برای رسیدن تنظیم می‌‌کرد.

نتیجه چنین مدل فکری چه بود؟ زمانی که فلپس در سال ۲۰۱۶ از ورزش شنا بازنشسته شد پرافتخارترین ورزشکار المپیک بود. او با ۲۸ مدال، از جمله ۲۳ مدال طلا، پرافتخارترین ورزشکار تمام تاریخ المپین بود.

تأثیر اهداف کوچک در کسب و کار

ماجرا در کسب ‌و کارها نیز به همین شکل است. تعیین اهداف کوچک می‌تواند به نتایج بزرگی در کسب و کار منجر شود. اهداف، مقصد و مقصود شما را روشن می‌کنند و تأثیر روانی مثبت روانی مهمی دارند. هدف‌گذاری‌های کوچک باعث می‌شود تا در طول مسیر پیروزی‌های کوچکی را تجربه کنید. این پیروزی‌ها شما را برای ادامه و رسیدن به آرزوهای بزرگ‌تر تشویق می‌کند.

تحقیق استراتژی+بیزینس نشان می‌دهد که کارمندانی که هدف‌های کوچکي روزانه یا ساعتی دارند، نه تنها در راه رسیدن به اهداف شرکت موفق‌ترند، بلکه روحیه بهتری دارند.

یافته‌های یک تحقیق جالب

گزارش تحقیقی در استراتژی+بیزینس منتشر شده که در آن بیش از ۱.۵ میلیون هدف گزارش‌شده توسط ۱۲,۰۰۰ کارمند در صنایع مختلف مطالعه شده. داده‌ها خودگزارشی بودند. کارمندان اهداف و شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را تعیین کرده و سپس گزارش می‌دادند که آیا به اهداف خود دست یافته‌اند یا خیر.

به عنوان مثال، هدف یک نماینده فروش ممکن بود رسیدن به شش سرنخ فروش در هفته باشد. هدف یک عضو تیم پشتیبانی می‌توانست پاسخ به ۱۵ شکایت در روز باشد. هدف یک گرافیست ممکن بود طراحی سه نسخه از یک آگهی برای یک کمپین جدید باشد.

با ردیابی داده‌های تعیین هدف به مدت بیش از یک سال به نکات جالبی می‌رسیم. افرادی که حداقل چهار هدف روزانه در هفته تعیین و فعالانه به اهداف خود فکر می‌کردند ۳۴ درصد بیشتر از افرادی که این کار را نمی‌کردند به اهداف خود دست یافتند. داده‌ها نشان می‌دهد که رابطه علت و معلولی بین تعیین اهداف و دستیابی به نتایج وجود دارد.

جالب این جا بود که تعیین هدف به شکل محسوسی باعث بهبود عملکرد شخصی افراد می‌شد. همچنین رسیدن به ۵۰ درصد اهداف روزانه باعث می‌شد تا فرد حس بهتری داشته باشد.

چطور مدیران هدف‌گذاری را تبدیل به عادت کارمندان کنند؟

با توجه به ارزش بالقوه موجود، چگونه شرکت‌ها و مدیران می‌توانند هدف‌گذاری را تبدیل به بخشی از عادت نیروی کار خود کنند؟ پاسخ ساده است. به افراد کمک کنید تا خودشان مزایا را ببیند و پیروزی‌های کوچک را جشن بگیرند و بعد زبان مناسب را نیز کشف یا خلق کنند. در کنار این موارد پیش‌نیازها را فراموش نکنید.

کمک به افراد برای درک مزایای هدف‌گذاری

اگرچه شرکت‌ها می‌توانند به سادگی هدف‌گذاری را اجباری کنند، اما وقتی کارمندان به چیزی باور داشته باشند آن را بسیار بهتر می‌پذیرند. شرکت‌هایی که از جلسات روزانه برای سازماندهی کار تیمی استفاده می‌کنند کار خیلی راحت‌تر است. شما می‌توانید تعیین اهداف روزانه یا هفتگی را بخشی را به بخشی از جلسه تیم تبدیل کنید. این کار باعث می‌شد تا ضمن بحث روی اهداف درباره موانع پیش روی آن‌ها و شیوه عبور از آن‌ها نیز گفت‌وگو شود.

با این همه گاهی نیاز است تا مدیران به شکل مستقیم درفرآیند درک مزایای هدف‌گذاری مداخله کننده و با برگزاری دوره‌های آموزشی این مسئله را به مدیران میانی شرکت خود آموزش دهند.

پیروزی‌های کوچک را جشن بگیرید

داده‌های استراتژی+بیزینس به ما نشان می‌دهد که وقتی تیم‌ها به نیمی یا بخش بیشتر از اهداف خود دست نمی‌یابند ۲۶ درصد کم روحیه‌تر هستند.

باید چه کرد؟ رهبران و مدیران باید هر روز با تمی‌های خود کار و اهدافی واضح را مشخص کنند. در گام بعد باید رسیدن به این اهداف را به عنوان موفقیت به رسمیت بشناسند و آن را جشن بگیرند. جشن گرفتن پیروزی‌های کوچک، روحیه را در سطح فردی و تیمی تقویت می‌کند و به نفع شرکت است.

استفاده از زبان مناسب در تعیین اهداف

استفاده از واژگان و زبان مناسب روی رسیدن به اهداف کوچک و حتی بزرگ تاثیر می‌گذارد. یک شرکت نرم‌افزاری دریافت که زبان مورد استفاده در تعیین هدف بر عملکرد کارمندان تأثیر دارد. به عنوان مثال، زمانی که اهداف شامل اصطلاحاتی مانند “فروش” یا “سرنخ” بودند، تیم‌ها ۱۲٪ سرنخ‌های فروشي بیشتری تولید کردند.

رسیدن به زبان و ادبیات مناسب می‌تواند در افزایش بهر‌وری کارمندهای شما موثر باشد. می‌توانید با استفاده از هوش مصنوعی برای هر نیرو به ادبیات مشخص او برسید.

پیش‌نیازها رسیدن به اهداف کوچک را فراموش نکنید

به خاطر داشته باشید که هدف‌گذاری یا حتی تعیین اهداف کوچک به تنهایی نمی‌تواند نتایج یک تیمی با عملکرد پایین را بهبود بخشد. برای اثر بخش بودن هدف‌گذاری باید پیش‌نیازهای اساسی و مهمی وجود داشته باشند.

پیش‌نیازهای هدف‌گذاری در شرکت‌ها

  • تیم باید نوع مناسب تعهد از طرف بالا را داشته باشد
  • رهبران و مدیران باید اهمیت تعیین و بررسی اهداف را درک کنند
  • تیم باید برای هدف‌گذاری آموزش ببیند
  • رهبران سازمان باید الگوهای مناسبی باشند
  • رهبران و مدیران باید امنیت روانی ایجاد کنند که نیروهای آن‌ها از ابراز اهداف و دستاوردهای خود نترسند

۵ ویژگی اهداف کوچک که باعث موفقیت شرکت‌ها می‌شود

دست یافتنی: دستیابی به هدف کوچک آسانتر از اهداف بزرگ است. این باعث می شود که این اهداف کم‌تر ترسناک باشند.

ایجاد حرکت: دستیابی مداوم به اهداف کوچک باعث ایجاد حرکت می شود. هر دستاوردی شما را به جلو سوق می دهد و باعث می شود هدف بعدی دست یافتنی تر به نظر برسد. در نتیجه شما با سرعت بیشتری به سمت هدف بزرگ‌تر می‌رورید.

اعتماد به نفس: هر هدف کوچکی که به دست می‌آید، اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهد. این موفقیت‌های کوچک باور شما را نسبت به خودتان عوض می‌کند.

تمرکز: اهداف کوچک واضح، در دسترس و ملموس هستند. این ویژگی‌ها باعث حفظ تمرکز شما روی هدف می‌شود. این تمرکز در نهایت شما را با هدف بزرگ اصلی همسو می‌کند.

سازگاری و انعطاف: تعیین و تغییر هدف کوچک آسان‌تر است. اگر شرایط تغییر کند، می توانید به سرعت هدف خود را با شرایط جدید تنظیم کنید.

هدف‌های کوچک؛ پله‌های برای هدف‌های بزرگ

مسیر موفقیت، مسیر مستقیم و بی‌پیچ و خمی نیست. در این مسیر مشخص کردن مجموعه ای از اهداف کوچک و دست یافتنی شما تیم شما را به ادامه راه تشویق می‌کند. این اهداف آجرهای سازنده موفقیت شرکت شما هستند. رسیدن به هر هدف کوچک یک گام به جلو در مسیر دستیابی به اهداف بزرگ‌تر شرکت است.

فراموش نکنید هر هدف کوچکی که به آن می‌رسید پیروزی کوچک اما مهم است که ارزش جشن گرفتن دارد. بنابراین، از همین امروز شروع به تعیین اهداف کوچک کنید و ببینید قدرت همین هدف‌های کوچک چگونه شما را به سمت اهداف بزرگ می‌برد.

 

منبع: The big power of small goals | PwC , To Achieve Big Goals, Start with Small Habits (hbr.org)

[ad_2]

Source link

عادت مالی افراد موفق

۵ عادت مالی افراد موفق + ۲۳ نکته کاربردی برای مدیریت مالی شخصی

[ad_1]

در دنیای امروز، مدیریت مالی یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که هر کس باید بلد باشد. برای مدیریت مالی یکی از بهترین کارها تمرین عادت مالی افراد موفق است. اگر قصد داشته باشید به دنیای افراد موفق وارد شوید یادگیری مهارت‌های مالی اهمیت بیشتری می‌کند.

صاحبان کسب‌وکار، تاجرها و هر فرد موفق دیگری بخشی از موفقیت امروز خود را مدیون داشتن عادت‌های مالی صحیح هستند. این عادت‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا در دوران بحران از پس مشکلات برآیند و آینده‌ای مطمئن برای خود و خانواده‌شان فراهم کنند.

در این مقاله، به بررسی پنج عادت مالی کلیدی می‌پردازیم که افراد موفق برای پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و بودجه‌بندی به کار می‌برند. با پیروی از این عادت‌ها، شما نیز می‌توانید به مدیریت بهتر منابع مالی خود پرداخته و به اهداف مالی‌ خود نزدیک‌تر شوید.

قناعت پیشه کردن؛ ولخرج نکنید

افراد موفق می‌دانند که به هیچ وجه نباید بیش از حد توان مالی واقعی خود خرج کنند. آن‌ها از تله افزایش هزینه‌ها با افزایش درآمد (تورم سبک زندگی) دوری می‌کنند. این یعنی چه؟ یعنی پول خود را خرج هر چیز ساده‌ای که با تورم گران می‌شود نمی‌کنند. در این الگو، شما با کمتر خرج کردن نسبت به درآمد و سرمایه‌گذاری مابه‌التفاوت آن دارایی‌های خالص خود را افزایش می‌دهید.

راهکارهای کم‌تر خرج کردن

  • اولویت دادن به نیازها نسبت به خواسته‌ها: همه ما خواسته‌های زیادی داریم، اما آیا هر خواسته‌ای نیاز ضروی ما است؟ هزینه‌های ضروری را شناسایی کنید و هزینه‌های غیرضروری را کاهش دهید. به طور مثال درمان دندان ضروری است، اما خرید یک کروات تازه نه.
  • هزینه‌کرد آگاهانه: هزینه‌های خود را یادداشت کنید تا بدانید چقدر پول خرج چه کاری می‌کنید. با این کار می‌توانید از هدر رفتن پول خود جلوگیری کنید.
  • مقایسه قیمت‌ها: قبل از خرید، قیمت‌ها را در فروشگاه‌های مختلف مقایسه کنید و از تخفیف‌ها و پیشنهادات ویژه استفاده کنید.
  • لیست خرید: قبل از رفتن به فروشگاه، لیست خرید تهیه کنید و فقط اقلام موجود در لیست را خریداری کنید.
  • استفاده از حمل و نقل عمومی: به جای استفاده از خودروی شخصی، از حمل و نقل عمومی استفاده کنید تا هزینه‌های سوخت و تعمیرات کاهش یابد.

تجربه ثروتمندان: مشهور است که بیل گیتس، به عنوان یکی از پولدارترین چهره‌های دنیا، عموما پول خود را خرج لباس نمی‌کند. از قول بیل گیتس نقل می‌شود که بهتر است ۱۰۰۰ دلار در یک کیف ۲ دلاری داشته باشید تا ۲ دلار در یک کیف ۱۰۰۰ دلاری.

پس‌انداز منظم

پس‌انداز مستمر یکی از اصول موفقیت مالی است. افراد موفق قدرت بهره مرکب، اضافه شدن سود به اصل سرمایه، را درک کرده و پس‌انداز را در اولویت قرار می‌دهند. آدم‌های موفق پس‌انداز خود را در ابتدای ماه انجام می‌دهند تا در انتهای ماه به خود بدهکار نشوند.

نکات پس‌انداز

  • انتقالات خودکار پس‌انداز: بخشی از پول خود را به شکل اتوماتیک به حساب پس‌انداز منتقل کنید. اکثر بانک‌ها چنین امکانی را دارند.
  • حساب ویژه: یک صندوق ویژه برای موارد خاص و اضطراری درست کنید تا همیشه مقداری پول نقدر برای مواردی مثل بیماری در دسترس شما باشد.
  • استفاده از حساب‌های پس‌انداز با بهره بالا: از حساب‌های پس‌اندازی با بهره بالا استفاده کنید تا سود بیشتری از پول پس‌انداز شده خود ببرید.
  • کاهش هزینه‌های غیرضروری: هزینه‌های غیرضروری و تفریحی را کاهش دهید و به جای آن پول را به حساب پس‌انداز منتقل کنید.

پیشنهاد تاجران: وارن بافت، یکی از ثروتمندترین مردان جهان درباره پس‌انداز می‌گوید: آن چیزی که بعد از خرج کردن باقی مانده را پس‌انداز نکنید، بلکه آن چه بعد از پس‌انداز کردن باقی مانده را خرج کنید!

سرمایه‌گذاری هوشمندانه

سرمایه‌گذاری هوشمندانه برای انباشت ثروت ضروری است. افراد موفق درک می‌کنند که پول آن‌ها نباید صرفا پس‌انداز شود. پول باید کار کرده و ثروت تولید کند. آن‌ها با درایت و دقت سرمایه‌گذاری می‌کنند و سبد سرمایه‌گذاری متنوعی را تشکیل می‌دهند. این افراد به خوبی می‌دانند که چگونه تعادلی مناسب بین ریسک و پاداش ایجاد کنند. شما هم با بررسی دقیق بازارها و انتخاب سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه، می‌توانید چنین تجربه‌ای داشته باشید.

نکاتی که باید در سرمایه‌گذاری رعایت کنید

  • تنوع‌بخشی سبد سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذاری در انواع مختلف دارایی‌ها مانند سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات، بازار ارز دیجیتال، طلا و صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای کاهش ریسک ضروری است. روی یک دارایی خاص قمار نکنید.
  • تحقیقات و تحلیل: انجام تحقیقات کامل و تحلیل دقیق بازارها و شرکت‌ها قبل از سرمایه‌گذاری را جدی بگیرید. نباید بی‌گدار به آب زد.
  • سرمایه‌گذاری بلندمدت: دنبال سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت باشید نه سودهای یک شبه و کوتاه مدت.
  • ریسک‌پذیری متناسب: هر کس ظرفیت روحیی و روانی مشخصی دارد. شناخت سطح ریسک‌پذیری شخصی و تنظیم سبدسرمایه‌گذاری بر اساس آن ضروری است.
  • بازبینی مداوم: بازبینی و تنظیم منظم سبد سرمایه‌گذاری برای اطمینان از تعادل مناسب بین ریسک و پاداش را فراموش نکنید.
  • مشاوره حرفه‌ای: استفاده از مشاوره مالی حرفه‌ای برای گرفتن تصمیم‌های بهتر ضروری است.
  • صرفه‌جویی در کارمزد: از ملک تا طلا و ارز دیجیتال هر بازار و معامله‌ای کارمزدی دارد. این کارمزد را در سرمایه‌گذاری خود لحاظ کنید.
  • فرصت‌ها را بشناسید: قدیمی‌ها می‌گویند وقتی همه می‌فروشند شما بخرید و وقتی همه می‌خرند شما بفروشید. این مَثل قدیمی ضرورت شناسایی فرصت‌ها را به ما یادآور می‌شود.
  • روی توسعه شخصی و آموزش خود سرمایه‌گذاری کنید: اگر قصد دارید سرمایه‌گذاری خود در بازار خاصی را حرفه‌ای دنبال کنید روی آموزش خود هم سرمایه‌گذاری کنید.
  • حفظ نقدینگی: سعی کنید همیشه کمی نقدینگی برای استفاده از فرصت‌های ناگهانی داشته باشید.

ضرب المثل تاریخی: همه‌ی تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد نگذارید! جمله‌ای از این آشنا‌تر وجو دارد؟

 

بودجه‌بندی

بودجه‌بندی مسئله‌ای است که ما کم‌تر به آن توجه داریم. شما با بودجه‌بندی، الگوهای هزینه‌کرد خود را شناسایی می‌کنید، هزینه‌های غیرضروری را کاهش می‌دهید و منابع را به طور بهینه خرج می‌کنید.

نکات بودجه‌بندی

  • درآمد و هزینه‌ها: درآمد و هزینه‌های ماهیانه خود را به دقت محاسبه و ثبت کنید تا بتوانید بودجه‌بندی دقیقی داشته باشید.
  • تعیین اهداف مالی: اهداف مالی کوتاه‌مدت و بلندمدت روشنی تعیین کنید.
  • پوشش بدهی‌ها: ابتدا بدهی‌های با بهره بالا را پرداخت کنید تا بتوانید منابع بیشتری برای سرمایه‌گذاری داشته باشید.

راهکار: خیلی ساده از اپلیکیشن‌های دستیاری مالی رایگان موجود در بازار استفاده کنید.

اجتناب از بدهی

در حالی که برخی بدهی‌ها، مثل انواع وام مسکن، می‌توانند مفید باشند، بعضی بدهی‌ها خطرناک هستند. بدهی با بهره بالا که امکان پرداختش برای شما سخت باشد می‌تواند مسیر سرمایه‌گذاری شما را مختل کند.

نکات مدیریت بدهی

  • اولویت‌بندی بدهی‌ها: بدهی‌های با بهره بالا را در اولویت پرداخت قرار دهید تا هزینه‌های بهره را کاهش دهید.
  • استفاده مسئولانه از اعتبار: کارت‌های اعتباری را با دقت استفاده کرده و هر ماه بدهی خود را کامل پرداخت کنید.
  • اجتناب از بدهی‌های جدید: تا زمانی که بدهی‌های فعلی خود را مدیریت نکرده‌اید، از ایجاد بدهی‌های جدید خودداری کنید.

پیشنهاد: از قابلیت پرداخت اتوماتیک بدهی در بعضی از انواع وام استفاده کنید.

چگونه عادت مالی را یاد بگیریم؟

یاد گرفتن این عادت‌های مالی جدید به زمان و انضباط نیاز دارد. برای شروع ما چند پیشنهاد داریم.

عادت مالی افراد موفق

با گام‌های کوچک شروع کنید

اگر در پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری تازه‌کار هستید، با مبالغ کوچکی کار را شروع کنید. با گذشت زمان سرمایه خود را افزایش دهید. به عنوان مثال، با پس‌انداز ۵ درصد از درآمد خود شروع کنید و به تدریج این درصد را افزایش دهید.

خودکار کردن امور مالی

همانطور که گفتیم خودکار کردن امور مالی مثل سرمایه‌گذاری در یک حساب خاص یا پرداخت بدهی می‌تواند کار به شدت مفیدی باشد.

خود را تمرین دهید

زمان بگذارید و درباره امور مالی شخصی یاد بگیرید. درک مفاهیم مالی می‌تواند به شما کمک کند تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیرید. مطالعه کتاب‌ها، شرکت در دوره‌های آنلاین یا دنبال کردن وبلاگ‌های سرمایه‌گذاران برای گسترش دانش شما مفید است.

روی مشاوران حرفه‌ای حساب کنید

در نظر داشته باشید که با یک مشاور مالی حرفه‌ای کار کنید. اگر سرمایه قابل توجهی دارید، داشتن مشاور مالی برای شما ضروری است.

عادت مالی افراد موفق را از همین امروز تمرین کنید

با ادغام عادت مالی افراد موفق در زندگی خود، می‌توانید پایه‌ای محکم برای موفقیت مالی بسازید. از امروز شروع کنید و به مرور برنامه مالی زندگی خود را عوض کنید.

موفقیت مالی نتیجه عادات هوشمندانه و پایدار است که در طول زمان به کار گرفته می‌شوند، نه فقط تکیه بر شانس.

به ما از عادت‌های مالی موفق خود بگویید. راز موفقیت مالی شما چیست؟ فکر می‌کنید با تکیه بر کدام عادت موفق‌تر خواهید بود؟

منابع: Forbes , Investopedia , Clark.com , Good Financial Cents


اگر می‌خواهید در زندگی، موفقیت مالی کسب کنید


از کارآفرین‌های ثروتمند یاد بگیرید و مثل آنها عمل کنید.






[ad_2]

Source link

رئیس بد

۲۰ نشانه یک رئیس بد و راه‌های مقابله با آن

[ad_1]

محیط کاری سالم و حمایتگر می‌تواند به شکوفایی استعدادها و رشد حرفه‌ای کمک کند. اما وقتی درگیر کار با رئیسی بد یا به قول معروف سمی می‌شوید، کار تبدیل به شکنجه و محیط کاری تبدیل به جهنم می‌شود.

این مدیران نه تنها می‌توانند بهره‌وری و انگیزه کارکنان را کاهش دهند، بلکه حتی بر سلامت روانی و جسمی آن‌ها نیز تاثیر منفی می‌گذارند. شناخت نشانه‌های یک رئیس بد و یادگیری راه‌های مقابله با چنین مدیرانی می‌تواند به شما کمک کند تا در محیط کاری خود آرامش بیشتری داشته باشید.

در این مقاله، به بررسی ۲۰ نشانه از یک رئیس بد و روش‌های مؤثر برای برخورد با چنین مدیرانی می‌پردازیم.

نشانه‌های یک رئیس بد

در ابتدا با هم نگاهی به نشانه‌های شاخص یک رئیس یا مدیر بد داریم.

تبعیض قائل شدن

اولین نشانه یک رئیس بد تبعیض قائل شدن بین نیروها است. برخی از روسا ممکن است بعضی نیروهای را به بعضی دیگر ترجیح دهند. این مسئله گریزناپذیر است، اما اگر به تبعیض در کار یا مزایای منجر شود مشکل آفرین خواهد بود. چنین رفتاری باعث ایجاد اختلاف بین نیروها می‌شود.

عدم انعطاف‌پذیری

نظم ضروری است، اما در سوی مقابل انعطاف هم بخشی مهم از کار است. اگر سخت کار می‌کنید و رئیس‌تان به شما آزادی عمل نمی‌دهد، با هر مرخصی شما مخالفت و محل کار را تبدیل به پادگان می‌کند، مراقب باشید. این یک زنگ خطر است. این محیط کار شما را نابود می‌کند.

مدیریت ذره بین (Micro Management)

مدیریت ذره‌بینی به شیوه مدیریتی اشاره دارد که در جزئی‌ترین امور دخالت می‌کند. چنین مدیری مانند مگسی مزاحم است. تفاوت این مدیر با مگس در این است که شر مگس می‌شود خلاص شد و از شر چنین مدیری نه!

آزار کلامی

مهمی نیست چه خطایی کرده‌اید. فریاد زدن سر شما یا هر نوع توهین دیگری به هیچ وجه قابل قبول نیست. به سرعت از چنین محیط کاری خارج شوید.

انتقاد در ملاء عام

انتقاد سازنده و مفید است و هر کسی قابل انتقاد است. اما باید به جرات گفت که انتقاد عمومی و در بین همکاران نه تنها سازنده نیست، بلکه مخرب است. این رفتار قطعا مناسب یک رئیس بد است.

عدم وجود بازخورد مثبت و تشویق

حتی ضعیف‌ترین نیروهای کار هم روزها خوبی دارند. کارمند بد مستحق جریمه و کارمند خوب مستحق تشویق است. اگر هیچ وقت از سوی مدیر خود تشویق نشدید حتما دقت بیشتری بکنید. این رفتار عادی یا مناسب نیست.

تهدید ادامه‌دار موقعیت شغلی شما

اگر رئیس شما به طور پیوسته موقعیت و امنیت شغلی شما را تهدید می‌کند حتما در شیوه کار خود تجدید نظر کنید. این که یک کارمند در شرایط بحرانی موقعیت شغلی خود را امن و پایدار نبیند طبیعی است. با این همه این عدم امنیت نباید همیشگی باشد.

عصبانیت شدید و از کوره در رفتن

یک رئیس بد با اولین انتقاد یا مشکل از کوره در می‌رود و انگشت اتهام را به سوی دیگران می‌گیرد.

قهرمان بی‌چون و چرای تمام کارها

حتما مدیران دیده‌اید که قهرمان همیشگی شرکت خود هستند و تمام کارهای مثبت را به نام خود تمام می‌کنند. این مدیر، مدیری سمی است.

نداشتن مرزهای حرفه‌ای

بعضی رفتارها در ظاهر بد نیستند، اما واقعا بد و آسیب‌رسانند. رئیسی که تعادل زندگی عادی و حرفه‌ای شما را به هم می‌ریزد حتما رئیس بدی است.

سیاسی بازی

یک رئیس بد با ورود به مسائل بین کارمندها نه تنها آن‌ها را حل نمی‌کند بلکه با سیاست‌هایی مثل «تقرقه بنداز و حکومت کن» انسجام نیروها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

مفنی نگری مطلق

رهبران ضعیف و بد به علت ناکارآمدی بیشتر وقت خود را صرف بحث در مورد اشتباهات دیگران می‌کنند تا پیدا کردن راه حل. چنین رهبران عاشق مچ‌گیری و مقصریابی هستند، نه خلق راه حل.

بحران برقراری ارتباط

یک رئیس بد اغلب نمی‌تواند به درستی با اعضای تیم خود ارتباط برقرار کند. این چنین مدیرانی ناخواسته با تیم خود فاصله می‌گیرند.

انتظارات غیرواقعی

رئیسی که از شما انتظارات غیرواقعی داشته باشد، حتما رئیس خوبی نیست. کسی که از شما انتظار کارهای بیش از حد توان یا زودتر از موعد را دارد به هیچ وجه رئیس خوبی نیست. با پراید نمی‌شود به کویر رفت و با چنگال نمی‌توان هیچ شوالیه‌ای را شکست داد.

گوش ندادن

رئیس بد آن قدر به خودش مطمئن است که هیچ وقت به شما گوش نمی‌دهد. چنین مدیری ارزشی برای داده‌های ورودی از سوی تیم خود قائل نیست و پیشنهادهای آن‌ها را نادیده می‌گیرد.

مشخص کردن اهداف نامشخص!

مدیر ناکارآمد نمی‌تواند اهداف واضح، روشن و قابل اندازه‌گیری برای تیمش مشخص کند. در چنین شرایطی تیم همیشه سردرگم است.

عدم اعتماد به کارکنان

مدیر ناکارآمد اغلب به توانایی‌های تیم خود شک اعتماد ندارد و فکر می‌کند تیمش آن قدر که باید خوب نیست. این ویژگی جلوی رشد نیروها را می‌گیرد.

اضافه کاری همیشگی

یک مدیر بد انتظار دارد کارکنانش همیشه در دسترس باشند و اضافه کاری کنند، آن هم بدون پرداخت اضافه‌کاری.

ندادن بازخورد سازنده

روسای بد استاد انتقاد غیرسازنده و ایراد گرفتن هستند. آن‌ها هیچ وقت برای راه حل ندارند، بلکه به سادگی ایراد می‌گیرند.

حمایت نکردن از پیشرفت شغلی نیروها

یک مدیر بد هیچ وقت روی رشد، توسعه و پیشرفت نیروهای خود سرمایه‌گذاری نمی‌کند چون امکان آینده‌نگری ندارد.

چگونه با یک رئیس بد برخورد کنیم

حال با چنین مدیر بدی چه کنیم؟ ما برای شما ۱۰ راهکار داریم.

تحلیل وضعیت

در ابتدا ببینید مشکل از کجاست. آیا مدیر شما واقعا بد است یا شرایط بد او را مجبور به رفتارهای غیرحرفه‌ای کرده است؟ چنین تحلیل مدل رفتاری شما را مشخص می‌کند.

بازخورد ندهید، درخواست کنید

برخی از مدیران تحمل نقد شنیدن و بازخورد گرفتن ندارند. در چنین شرایطی هوشمندی به خرج دهید و بازخورد را در قالب درخواست مطرح کنید.

شبکه پشتیبانی خود را فعال کنید

ارتباط خود با همکارانتان را تقویت کنید. این کار باعث می‌شود تا بتوانید در شرایط سخت فشار کمتری را به دوش به کشید.

موقعیت خود در سازمان را تغییر دهید

اگر در سازمان یا اداره بزرگ کار می‌کنید موقعیت خود را تغییر دهید. از بخش حقوقی به آی‌تی بروید. از منابع انسانی به بخش تبلیغات کوچ کنید.

با منابع انسانی مشورت کنید

اگر وضعیت شما و رفتار مدیر مورد نظر بهتر نیافت، بررسی کنید که آیا می‌توانید موضوع را با بخش منابع انسانی مجموعه خود مطرح کنید؟

ورزش کنید و خواب کافی داشته باشید

حفظ سلامتی جسمی و روحی می‌تواند به شما در بهتر مقابله با وضعیت یاری کند. حتما ورزش کنید و خواب کافی را نیز مدنظر داشته باشید.

همه چیز را مستند کنید

مشکلات و ضعف‌های مدیریت را ثبت کنید. این ثبت برای گزارش به منابع انسانی یا طرح مسئله استعفا مفید است.


حتما بخوانید: قیمت سهام چگونه محاسبه می‌شود


حرفه‌ای بمانید

مهم نیست رئیس شما چقدر بدرفتار می‌کند، شما حرفه‌ای بمانید و مهارت و شخصیت خود را نشان دهید.

مرزها را تعیین کنید

در مقابل حفظ حریم خود ایستادگی کنید. در ساعت غیراداری تماسی را جواب ندهید و اضافه کاری را نپذیرید.

دنبال مشاوران دیگر باشید

اگر رئیس شما همراه شما نیست از دیگران رهبران و مدیران سازمان مشورت بگیرید. اگر کسی را پیدا نکردید از مشاوران خارج از سازمان کمک بگیرید.

مراقبت از خود

به هیچ وجه خود مراقبتی را فراموش نکنید. جلسه‌های روانشناسی و روانکاوی، استخر، ورزش و مهمانی با دوستان نجات بخش است.

تجربه شما در مواجه با یک رئیس بد چیست؟

مواجهه با یک رئیس بد کار ساده‌ای نیست بلکه چالشی بزرگ در محیط کاری است که مدیریت آن دشوار است. چنین رهبرانی تأثیرات منفی زیادی بر روحیه و بهره‌وری کارکنان دارند. شناخت نشانه‌های یک رئیس بد، از تبعیض و عدم انعطاف‌پذیری گرفته تا آزار کلامی، می‌تواند اولین گام برای مدیریت این وضعیت باشد. این نشانه‌ها به شما کمک می‌کنند تا به موقع مشکل را شناسایی کرده و از تأثیرات منفی آن بر کار و زندگی شخصی خود جلوگیری کنید.

همانطور که دیدید راهکارهای مختلفی برای مقابله با یک رئیس بد وجود دارد. این روش‌ها می‌توانند به شما کمک کنند تا با حفظ حرفه‌ای‌گری و تعیین مرزها، شرایط کاری خود را بهبود بخشید. با استفاده از این راهکارها، می‌توانید در برابر فشارها و مشکلات مقاومت کنید و به توسعه حرفه‌ای خود ادامه دهید. به خاطر داشته باشید که سلامت روانی و جسمی شما بسیار مهم است و نباید تحت تأثیر رفتارهای نامناسب قرار گیرد.

تجربه شما در این مورد چیست؟ آیا تا به حال رئیسی بدی داشته‌اید؟

منبع: Indeed , careeraddict.com

[ad_2]

Source link

استفاده از فناوری یکی از کلیدهای راه‌ اندازی استارتاپ موفق است

۱۵ ویژگی ضرور برای راه‌ اندازی استارتاپ

[ad_1]

راه‌ اندازی استارتاپ کاری هیجان انگیز و آرزوی هر کارآفرین، دانشجوی خلاق و حتی هر سرمایه‌گذار ثروتمندی است. از ایده‌پردازی تا اجرا، هر قدم این مسیر نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه و تلاش بی‌وقفه است.

با وجود تصویری رویایی که از استارتاپ‌ها وجود دارد، باید اعتراف کرد که بسیاری از استارتاپ‌ها به سادگی شکست می‌خورند این مقاله چطور می‌تواند راهنمای کوچک، ضروری و جذاب برای راه‌اندازی استارتاپ باشد. هر کسی دوست دارد تبدیل به کارآفرین شود و یک استارتاپ خلق کند می‌تواند از این مطلب استفاده کند.

۱. ایده‌پردازی و تحقیقات بازار

همه چیز از یک ایده شروع می‌شود. استارتاپ شاید بدون سرمایه اولیه شاید به جایی برسد، اما قطعا بدون ایده به هیچ جایی نمی‌رسد. استارتاپ مساوی با ایده است و راه‌ اندازی استارتاپ بدون ایده نشدنی است.

در راه‌ اندازی استارتاپ ایده‌ها مانند موتور خودرو یا مغز انسان عمل می‌کنند. ایده‌ای به ذهن می‌رسد، پرورش پیدا می‌کند و شما باید آن را ادامه دهید. با این حال باید بسیار مراقب باشید. ایده‌های خلاقانه پایه و اساس هر استارتاپ موفقی هستند، اما به تنهایی کافی نیستند.

پس از رسیدن به یک ایده، باید به تحقیقات بازار بپردازید تا مطمئن شوید که محصول یا خدماتی که قصد ارائه آن را دارید مورد نیاز جامعه است. در واقع شما باید ببینید ایده شما بعد از تبدیل به محصول خریداری دارد یا نه؟

بررسی رقبا، تحلیل نیازها و خواست‌های مشتریان و شناخت روندهای بازار می‌تواند به شما کمک کند تا ایده خود را بهتر شکل دهید.

۲. تیم قوی و متعهد

یک تیم قوی و متعهد، متشکل از افرادی پایبند به اهداف استارتاپ است. این تیم قوی هم راستا با شما تلاش می‌کند. چرا داشتن چنین تیمی ضروری است؟ چون اکثر استارتاپ‌ها برای جهش روزهای نخست خود روی تیم قوی و متعهد حساب می‌کنند، نه پول سرمایه‌گذار.

تیم استارتاپ درست مثل اعضای بدن باید با یکدیگر هماهنگ باشند. گام بعدی این است که تمام اعضا با هماهنگی برای یک هدف مشخص تلاش کنند.

این نکته را هرگز فراموش نکنید که یک تیم متعهد و هم‌فکر می‌تواند تفاوت بزرگی در موفقیت استارتاپ ایجاد کند. اعضای تیم باید مهارت‌ها و تجربه‌های مکملی داشته باشند و به اهداف مشترک شخصی و سازمانی پایبند باشند.

انتخاب درست اعضای تیم و ایجاد محیطی که افراد در آن احساس راحتی کنند، بسیار مهم است. اعضای تیم خود یا همان اعضای بدن این استارتاپ را فراموش نکنید.

۳. برنامه‌ریزی مالی و مدیریت هزینه‌ها

پول یکی از مهم‌ترین و در واقع رگ حیاتی ادامه زندگی یک استارتاپ است. شما برای شروع، راه‌ اندازی و جذب نیرو نیاز به هزینه‌های مالی مهمی دارید. برنامه‌ریزی مالی دقیق و مدیریت هزینه‌ها می‌تواند استارتاپ شما را به موفقیت برساند.

داشتن یک برنامه مالی مشخص، بودجه‌بندی و مدیریت دقیق هزینه‌ها اثر شگفت‌انگیزی روی رسیدن شما و تیم‌تان به موفقیت و بهره‌روی حداکثری دارد. مدیریت بودجه و هزینه می‌تواند شامل کاهش هزینه‌های غیرضروری و سرمایه‌گذاری بیشتر روی نقاط درست باشد.

۴. شبکه‌سازی و ایجاد ارتباطات

آیا بدون ارتباط با دیگران می‌توانید محصولات و خدمات خود را به جامعه عرضه کنید؟ پاسخ کاملا واضح است خیر! شما برای موفقیت نیاز به ارتباط با دیگران دارید. ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای و ارتباط با افراد تأثیرگذار می‌تواند فرصت‌های زیادی را برای استارتاپ‌ها فراهم کند؛ از فرصت‌های مالی تا فرصت‌های تبلیغاتی.

شرکت در رویدادهای مرتبط، همکاری با دیگر کارآفرینان و بهره‌گیری از مشاوره متخصصان از جمله راه‌های ساخت شبکه قدرتمند است.

اگر شبکه خاصی ندارید، شبکه‌های اجتماعی مانند لینکدین پلتفرمی مناسب برای شروع ساختن ارتباطات جدید با دیگران است.

۵. استفاده از فناوری

این روزها بدون فناوری تقریبا هیچ‌کس نمی‌تواند کارهایش را انجام دهد. ساده‌ترین مثال تلفن‌های همراهمان هستند. وقتی می‌دانید که فناوری این روزها چقدر اهمیت و تأثیر دارد چرا از قدرت آن استفاده نمی‌کنید؟

استفاده از فناوری یکی از کلیدهای راه‌ اندازی استارتاپ موفق است

استفاده هوشمندانه از فناوری‌های جدید می‌تواند به شما در بهبود فرآیندها، کاهش هزینه‌ها و افزایش کارایی کمک کند. نرم‌افزارهای مدیریت پروژه، ابزارهای بازاریابی دیجیتال و هوش مصنوعی می‌توانند به شما در این مسیر کمک و موفقیت تیم شما را تضمین کند. پس روی هیچ چیز جدیدی نگاه منفی نداشته باشید.

۶. انعطاف‌پذیری و تطبیق با تغییرات

بازار جهانی در هر زمینه‌ای از نفت و طلا تا پوشاک روزانه با تغییرات مختلف از جمله افزایش و کاهش شدید روبه‌رو است. در سال‌های اخیر عدم ثبات مالی بسیاری از استارتاپ‌ها را با شکست مواجه کرده است. این تغییرات در ایران شدیدتر و ناگهانی‌تر است. بنابراین برای تغییرات بازار آماده باشید و به سرعت شرایط اقتصادی جدید را بپذیرید.

نکته استارتاپ‌ها باید توانایی تطبیق با تغییرات و انعطاف‌پذیری در مواجهه با چالش‌ها را داشته باشند. این ویژگی می‌تواند شامل بازبینی مداوم استراتژی‌ها، گوش دادن به بازخوردها و آمادگی برای تغییر مسیر و در صورت نیاز حتی تغییر هدف باشد. برگزاری جلسات همفکری و مشاوره گرفتن از حرفه‌ای‌ها را فراموش نکنید.

۷. بازاریابی و برندسازی موثر

استارباکس، مک دونالد، چرم مشهد، جین وست و صدها برند را به «اسم» می‌شناسیم. در واقع اسم آن‌ها معادل یک کالا و مهم‌تر از آن یک هویت مشخص است. وقتی صحبت از خوردن قهوه می‌شود استارباکس در ذهن می‌آید. چرم مشهد در ایران نیز به عنوان یکی از بهترین‌ها برندها شناخته می‌شود. این شهرت همان برندسازی و بازاریابی مؤثر است که باعث شده نام این نام‌ها به عنوان برند در یاد ما بمانند.

یک استارتاپ موفق نیاز به یک برنامه بازاریابی قوی و استراتژی‌های برندسازی مؤثر دارد. شناسایی مخاطبان هدف، ایجاد محتوای جذاب و استفاده از کانال‌های مختلف بازاریابی مانند شبکه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و تبلیغات آنلاین می‌تواند به شما در جذب مشتریان و برندسازی کمک کند.

۱۰ گام خلق یک برند در دل راه‌ اندازی استارتاپ

ده گام خلق برند که می‌تواند نقشه راه خلق برند شما را مشخص کند در ادامه مرور می‌کنیم.

  • مخاطب هدف خود را شناسایی کنید: اول ببینید که مشتریان شما چه کسانی هستند. نیازها و ترجیحات آن‌‌ها را بشناسید.
  • ماموریت برند خود را تعریف کنید: هدف برند شما چیست؟ چه ارزش هایی را نمایندگی می‌کند؟
  • تحقیق در مورد رقبا: رقبای خود را شناخته و بعد تجزیه و تحلیل کنید. نقاط قوت و ضعف آن‌ها را بشناسید.
  • ارزش پیشنهادی منحصربفرد (UVP) داشته باشید: ارزش و ویژگی خاص شما چیست؟ چرا مشتری باید شما را انتخاب کند؟ مثلا چرا مشتری باید تپسی را به جای اسنپ انتخاب کند؟
  • عناصر برند خود را طراحی کنید: این عناصر شامل لوگو، طرح رنگ، تایپوگرافی و هر عنصر بصری دیگری است که نمایش دهنده برند شما باشد.
  • لحن و شخصیت برند خود را توسعه دهید: برند شما با مخاطبان شما ارتباط برقرار می‌کند. لحن و شخصیت برند خود را مشخص کنید. لوکس هستید یا در دسترس؟ رسمی یا صمیمی؟
  • استراتژی برند داشته باشید: برای تبلیغ و شناخته شدن برند خود برنامه‌ریزی کنید.
  • برند خود را معرفی کنید: برند خود را از طریق یک رویدادُ رسانه های اجتماعی، وب سایت و غیره به همه معرفی کنید.
  • نماینده برند خود باشید: اطمینان حاصل کنید که تمام ارتباطات و اقدامات شما با هویت برند شما سازگار است.
  • نظارت و بازتنظیم: به طور منظم عملکرد برند خود را بررسی کنید و تنظیمات مجدد لازم را روی هویت برند یا کسب‌وکار خود انجام دهید.

توجه داشته باشید که این ده گام برای شکل دادن خطوط ذهنی کافی هستند و خلق یک برند برنامه‌ریزی شخصی‌سازی شده‌ای را نیاز دارد.

۸. متفاوت باشید و با کیفیت

متفاوت باشید، اما متناسب با نیازهای جامعه. یکی از نکات ضروری استارتاپ‌ها برای موفقیت و بهره‌وری این است که متفاوت اما همگام با نیازهای جامعه و افراد باشند.

یک استارتاپ تفاوت خود را در بسته‌بندی ایجاد می‌کند و دیگری با طراحی‌های جذاب، مهم این است بدانید اگر می‌خواهید به موفقیت برسید نباید همرنگ جماعت شوید.

در کنار این رضایت مشتریان را فراموش نکنید. مشتریان راضی می‌توانند بهترین تبلیغ برای شما باشند. ارائه خدمات برتر و توجه به نیازها و خواسته‌های مشتریان می‌تواند به شما کمک کند تا مشتریان وفاداری را جذب کنید و آن‌ها را نگه دارید. بازخوردهای مشتریان را جدی بگیرید و سعی کنید همیشه از انتظارات آن‌ها فراتر بروید.

۹. برنامه‌ریزی برای رشد و توسعه

بزرگ فکر کنید و از این کار نترسید. برای راه اندازی یک استارتاپ باید بزرگ فکر کنید و آینده آن را نیز در نظر بگیرید. درست مانند کودکی که بهترین‌ها را برایش می‌خواهید. پس از همان ابتدا باید به رشد و توسعه بلندمدت استارتاپ فکر کنید.

راه‌ اندازی استارتاپ

برنامه‌ریزی برای گسترش بازار، افزایش محصولات یا خدمات و ایجاد تغییرات بسته به بازخوردها و سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه از جمله اقدامات آینده‌نگرانه است. داشتن یک نقشه راه مشخص برای آینده می‌تواند موفقیت شما را تضمین کند.

اگر رویایی در سر دارید همین امروز آن را روی کاغذ بیاورید و مسیر رسیدن به هدف را درست مانند نقشه گنج مشخص کنید. راه‌ اندازی استارتاپ یک مشکل و خلاق و تازه حفظ کردن آن ده‌ها مشکل است!

۱۰. مدیریت زمان و بهره‌وری

مدیریت زمان یکی از مهارت‌های کلیدی برای کارآفرینان است. شما باید بتوانید اولویت‌های خود را مشخص کنید و مهارت‌های کنترل و مدیریت زمان را یاد بگیرید. استفاده از ابزارهای مدیریت زمان، تعیین اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، و ایجاد یک برنامه کاری منظم می‌تواند به شما در افزایش بهره‌وری کمک کند.

۱۱.جذب سرمایه

تأمین مالی یکی از مهم‌ترین چالش‌های استارتاپ‌ها است. باید بتوانید سرمایه‌گذاران را متقاعد کنید که ایده شما ارزش سرمایه‌گذاری دارد. برنامه‌ریزی مالی دقیق و ارائه یک بیزینس‌پلن جامع می‌تواند به شما در این مسیر کمک کند.

برای جذب سرمایه تنها روی یک مسیر خاص تمرکز نکنید. به انواع راه‌های جذب سرمایه فکر کنید. از جذب یک شریک ثروتمند تا سرمایه‌گذاری جمعی و انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری تمام امکان‌ها را بررسی کنید.

۱۲. استفاده بهینه از منابع انسانی

منابع انسانی یکی از مهم‌ترین دارایی‌های هر استارتاپی است. باید به جذب، نگهداری و توسعه‌ استعدادها توجه ویژه‌ای داشته باشید. ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت و فرصت‌های رشد و توسعه برای کارکنان می‌تواند به موفقیت بلندمدت استارتاپ کمک کند.

توجه داشته باشید که نیروهای انسانی شما به جای بیشتر کار کردن باید بهتر کار کنند. همیشه کار زیاد مساوی بهره‌وری بالا نیست. کار بیش از حد و تعدد وظیفه می‌تواند نیروی انسانی شما را فرسوده کند.

۱۳. پیگیری و ارزیابی عملکرد

پیگیری و ارزیابی عملکرد استارتاپ و تیم‌ آن به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید. استفاده از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) و بازبینی منظم اهداف و دستاوردها می‌تواند به بهبود مداوم کسب و کار کمک کند.

برگزاری جلسات درون سازمانی، دور‌همی‌های طوفان فکری و دیدارهاگروهی خارج از زمان کاری بسیار در این زمینه موثر است.

۱۴. استفاده از مشاوران و مربیان

بهره‌گیری از تجربه و دانش مشاوران و مربیان مختلف می‌تواند در مواجهه با چالش‌ها و گرفتن تصمیمات بهتر به شما کمک کند. پیدا کردن چهره‌هایی که در صنعت شما تجربه دارند و می‌توانند کمک‌ها ارزشمندی ارائه دهند، بسیار مفید است.

۱۵. تمرکز بر نوآوری و خلاقیت

استارتاپ خوب از یک ایده خوب متولد می‌شود، اما استارتاپ عالی از نوآوری مدام. مشکل بسیاری از استارتاپ‌های این است که هنوز پس از سال‌ها به همان شیوه اولیه کار می‌کنند. واقعیت این است که دنیا دائم در حال تغییر است و باید با این تغییر کنار آمد. در این مسیر نوآوری و خلاقیت پیوسته است که می‌تواند رشد و توسعه کسب‌وکار را به ارمغان آورد.

 راه‌ اندازی استارتاپ
استارتاپ موفق باید همیشه به روز و خلاق بماند

در نوآوری و خلاقیت کلید موفقیت هر استارتاپی است. باید همیشه به دنبال راه‌های جدید برای بهبود محصولات و خدمات خود باشید. تشویق به خلاقیت اعضای تیم و ایجاد محیطی که افراد در آن بتوانند بدون استرس ایده‌های جدیدی ارائه دهند، به موفقیت استارتاپ در طولانی مدت واقعا کمک می‌کند.

تلاش و اراده؛ شرط موفقیت استارتاپ

راه‌ اندازی یک استارتاپ، نگهداری، رسیدن به بهره‌وری و در نهایت ماندگار شدن آن بی‌شباهت به هفت خوان رستم نیست. از تولد یک ایده تا تبدیل شدن آن به یک محصول تجاری و شرکت بزرگ راهی طولانی در پیش است.

با کمک نکات بالا می‌توانید مسیر روشن و دقیقی برای رسیدن به موفقیت در پیش داشته باشید.

اصلی‌ترین چیزی که نباید از یاد ببرید دست نکشیدن از تلاش و اراده است. هر چند خلق و راه‌ اندازی استارتاپ چالش‌های بسیاری دارد اما به کمک یک تیم خوب، جذب سرمایه‌گذار و توجه به موارد گفته شده حتما می‌توانید ایده خود را به استارتاپ موفق تبدیل کنید.

چه نکته دیگری به نظر شما می‌رسد؟ ایده‌ای دارید که دوست داشته باشید تبدیل به استارتاپ شود؟ تا به حال در راه‌اندازی استارتاپ شریک بوده‌اید؟

منبع: Forbes , Spellbrand

[ad_2]

Source link

سبک پرسیدن سئوالات هوشمندانه

۱۱ پیشنهاد برای پرسیدن سوال هوشمندانه_آینده نوین

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط آینده نوین

سوال هوشمندانه مهم است! چرا؟ رئیس انویدیا، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده سخت‌افزار در جهان، در مصاحبه‌‌ای با «نیویورک تایمز» او گفت: «این روزها من زیاد تر از این که به جستوجو جواب‌دادن باشم، در حال پرسیدن هستم. احتمالا روز کاری خود را فقط صرف پرسیدن کنم! من از طریق پرسیدن به تیم خود پشتیبانی می‌کنم چیزهایی را بکاوند که پیش‌تر به آنها توجهی نداشته‌اند.» این فراز مختصر از سخن بگویید‌های این چنین فردی مشخص می کند که هوشمندانه پرسیدن در سطوح بالای رهبری یک سازمان یا کسب‌وکار تا چه حد مهم شده است. در این مقاله نیز می‌خواهیم درمورد الزام پرسیدن، اهمیت درست‌پرسیدن و توانایی درست‌پرسیدن سخن بزنیم. با ما همراه باشید.

چرا پرسیدن سوال هوشمندانهمهم‌تر از جواب‌دادن شده است؟

پرسشی که دقیق و درست و بجا باشد، ما را به‌سمت جواب‌های مناسب هدایت می‌کند. قضیه این نیست که بخواهیم سؤالات بسیاری بپرسیم تا بالاخره یکی از آنها ما را به جواب رساند، بلکه قضیه مطرح سوال‌هایی است که خلاقیت ما را فعال کنند و علتنزدیک‌تر شدن مدل‌های ذهنی ما به یکدیگر شوند. در جلسه، شما به‌گفتن رهبر می‌توانید سوال‌های بسیاری نقل کنید، اما مطرح یک سوال به‌معنی ازدست‌دادن زمان برای مطرح پرسشی دیگر است. به این علت ملزوم است سوال‌های اساسی را انتخاب و آماده کنید.

این روزها با گسترش هوش مصنوعی جواب‌های سریع تعداد بسیاری آماده‌اند، به این علت مطرح سوال درست و دقیق از جواب احتمالی مهم‌تر شده است. مشکلات هنگامی پیش می‌آیند که سوال درست به هر علت نقل نشود. اگر رهبر یا اعضای تیم نتوانند سوال‌های درستی نقل کنند، به گمان زیاد از فهمیدن قسمت‌های مهمی از قضیه بازمی‌همانند که امکان پذیر بعدا گریبانگیر آنها بشود. این جا اهمیت سوال هوشمندانه نقل می‌بشود.

برای مثال در سال ۲۰۲۱ شرکت رِنِف اسپانیا ۳۱ قطار برای منفعت گیری در کوهستان‌ها خواست داد، اما آنها فراموش کردند که درمورد اندازه قطارها بپرسند. قطارها بزرگ‌تر از آن بودند که در تونل‌های تنگ مناطق کوهستانی تردد کنند. هرچند شرکت رنف پیش از ساخت قطارها از جریان مطلع شد و خواست را اصلاح کرد، همین اشتباه تبدیل تحویل زیاد دیرهنگام شد. بعضی اوقات اوقات نپرسیدن یک سوال مهم در زمان مناسب می‌تواند خسارت‌های هنگفتی برای کسب‌وکارها در آینده تشکیل کند.

چطور سوال هوشمندانه بپرسیم؟

پرسیدن نوعی توانایی است که می‌توان آن را به‌مرور زمان آموخت. برای آنکه بتوانید هوشمندانه‌تر سوال کنید، به نکات زیر دقت کنید.

۱. مقصد و دانش جاری خود را سازمان‌دهی کنید

زمان رویارویی با یک مشکل یا زمان تازه، تصمیم‌گیرنده زیرک مقصد خود را اشکار می‌کند. از خود سوال کنید چرا و چطور می‌خواهید با قضیه یا زمان مواجه شوید. به چه چیزی می‌خواهید برسید یا چه چیزی می‌خواهید یاد بگیرید. این اولین قدم برای مطرح سوال‌های پیچیده‌تر است. هنگامی دانش جاری خود درمورد قضیه را سازمان‌دهی کنید، فهمید شکاف‌های حاضر در آن می‌شوید و می‌توانید سوال‌های هوشمندانه‌تری برای پرکردن آنها سوال کنید.

۲. پیش‌نویسی از سؤالات خود آماده کنید

نوشتن سؤالاتی که می‌خواهید سوال کنید، به شما امکان می‌دهد آنها را بهتر برای بسپارید. این چنین شما با نوشتن آنها زمان کافی برای تأمل و اصلاحشان خواهید داشت. این کار علتمی‌بشود چیزی از قلم نیفتد. پیش نویس نه تنها در مطرح سوال هوشمندانه موثر است بلکه علتمی‌بشود تا شما در تعداد بسیاری از موارد باهوش‌تر عمل کنید.

۳. سوال‌های خود را بازبینی کنید

بازبینی و اصلاح سوال‌ها شانس شما برای دریافت جوابی صریح‌تر و دقیق‌تر را زیاد تر می‌کند چراکه سوال شفاف‌تر در قیاس با سوال‌های کلی و مبهم، جوابی دقیق‌تر نیز به جستوجو دارد. با بازدید جزئی و دقیق کلمات به‌کاررفته در هر سوال خود را جای جواب‌دهنده بگذارید و ببینید آیا می‌توانید به‌خوبی سوال را فهمیدن کنید یا نه. هرچه سوال شما جزئی‌تر باشد، جواب به آن راحت‌تر و هرچه کلی‌تر باشد، جواب به آن دشوارتر است.

۴. ساده‌سازی کنید

سوال‌های زیاد طویل یا مبهم کار جواب‌دهنده را دشوار می‌کنند. احتمالا او به‌درستی فهمید سوال شما نشود. به این علت حتما در زمان بازبینی، به ساده‌ترکردن سوال‌ها دقت کنید. سوال شما نباید زیاد دشوار یا زیاد پیش‌پاافتاده به نظر برسد.

۵. به مخاطب دقت کنید

مخاطب سوال‌های شما چه فردی یا چه گروهی است؟ بعضی اوقات اوقات فردی که می‌خواهید از او سوال سوال کنید به‌خوبی به نوشته او گفت و گو مسلط است. در این حالت چه بسا سوال شما با مقصد یادگیری از تجارب وی گفتن بشود. بعد به‌جای مطرح سوال‌هایی کلی همانند خواست اشتراک‌گذاری ازمایش ها، بر یک توانایی و مورد خاص که می‌خواهید تمرکز کنید. این که مخاطب یا مخاطبان شما چه افرادی می باشند، نقش مهمی در تعیین نوع سوال‌های شما دارد.

۶. سوال خود را با اعتمادبه‌نفس و مودبانه نقل کنید

هنگامی سوال خود را با اعتمادبه‌نفس می‌سوال کرد، به سایرین نشان می‌دهید که مشتاق پرکردن شکاف‌ دانش خودید و دوست دارید با آنها تعامل کنید. همه اینها به شکل‌گیری رابطه‌ای بهتر می‌انجامد. این چنین لحن شما میانه مطرح سوال و زمان آن نیز اهمیت دارد. یک سوال خوب در زمان نابجا می‌تواند علتشرمندگی شما و آزردگی دیگران بشود. از قدیم هم حرف های‌اند هر سخن جایی و هر مسئله مکانی دارد. این حرف های در خصوص سوال‌پرسیدن هم صادق است.

۷. از فنون و کلمات کلیدی شناخته‌شده پشتیبانی بگیرید

برخی از فنون مطرح سوال و حل قضیه شما را برای مطرح سؤالات کلیدی راهنمایی می‌کنند. برای مثال تکنیک «پنج چرا» که متخصصان شرکت تویوتا اولین بار آن را اراعه کردند، روشی برای فهمیدن ریشه‌های قضیه از طریق سوال‌های پی‌درپی است. در این روش شما با گذاشتن یک چرا جلوی یک قضیه کار را اغاز می‌کنید. هر جواب را با گذاشتن یک چرا جلوی آن به پرسشی دیگر تبدیل می‌کنید. این روال تا جایی ادامه اشکار می‌کند تا به ریشه قضیه برسیم. طبق معمول این روش تا پنجمین چرا طول می‌کشد.

سبک سوال‌های شما چیست و به چه سبکی سوال هوشمندانه بپرسیم؟

بیایید نگاهی عمیق‌تر به نوع سوال‌های خود بیندازیم. همه ما برخی سوال‌ها را راحت می‌پرسیم اما از مطرح برخی دیگر وحشت داریم. برای آنکه سبک پرسیدن خود را متنوع‌تر و هوشمندانه‌تر کنیم، کارهایی را می‌توانیم انجام دهیم که در ادامه نقل شده‌اند.

۱. سبک پرسیدن خود را برسی کنید

خود آگاهی به سبک سوال‌هایی که عادت داریم بپرسیم نقشی تعیین‌کننده در بازبینی و اصلاح آنها دارد. زیاد تر سؤالات ما از چه نوع سؤالاتی می باشند؟ برای مثال ما به جستوجو فهمیدن ریشه‌ها و ساختاری هستیم که قضیه را به وجود اورده است یا می‌خواهیم هرچه سریع تر قضیه را حل کنیم؟ جواب به سوال‌هایی درمورد نگرش خود به ما پشتیبانی می‌کند تا سبک پرسیدن خود را بهتر فهمیدن کنیم.

۲. عامدانه سوال‌هایی را مطرح کنید که برایتان دشوارند

حال که سبک پرسیدن خود را فهمیدن کرده‌ایم، بهتر است عامدانه سوال‌هایی را در سوال‌نامه خود بیاوریم که برایمان دشوارند. این تلاشی به عمد برای مطرح سؤالاتی است که پیش‌تر با آنها راحت نبوده‌ایم. بهتر است برای جلوگیری از تنش و درگیری ابتدا سراغ کم‌چالش‌ترین موضوعات برویم.

۳. با تحول سازگار شوید

همان‌طورکه در مسیر شغلی خود پیش می‌روید، مسئولیت‌های شما نیز زیاد تر خواهد شد، به این علت باید توانایی تحول سبک پرسیدن خود را داشته باشید. احتمالا سؤالاتی که در قبل عادت داشته‌اید سوال کنید کارها را پیش می‌برده‌اند، اما اکنون باید سوال‌هایی عمیق‌تر و دقیق‌تر سوال کنید. سوال‌هایی که به‌گفتن رهبر یک مجموعه می‌سوال کرد نباید همانند سوال‌هایی باشند که یک کارمند معمولی می‌پرسد.

۴. از نظر دیگران منفعت بگیرید

نیازی نیست که همه سوال‌های مهم و اساسی به ذهن خودتان برسند. بعضی اوقات اوقات شما به همه جوانب یک نوشته تسلط ندارید. به این علت ملزوم است تا از افرادی که متخصص و معتمدند برای فهمیدن بهتر نوشته پشتیبانی بگیرید. آنها می‌توانند سوال‌های مناسب را در اختیار شما قرار دهند. حتی بعضی اوقات اوقات احتمالا به صلاح نباشد که شما به علت جایگاه یا موضعی که دارید، سؤالی خاص را نقل کنید. در این حالت وجود افرادی معتمد و سخن‌دان در کنارتان حتما سودمند است.

نظر شما چیست؟

به‌نظر شما یک سوال هوشمندانه چه ویژگی‌های فرد دیگر دارد؟ خود شما در تعامل با جمع یا فرد چطور سؤالات خود را نقل می‌کنید؟ برای ما از سوال‌های کلیدی و هوشمندانه خود بنویسید.


فروشگاه چطور - مجموعه صوتی غلبه بر خجالت و کمرویی


راهکارهای مقابله با اضطراب اجتماعی و کمرویی را در این مجموعه صوتی یاد بگیرید؛


تا بتوانید شبکه ارتباطات اجتماعی خود را تحکیم کنید.




دسته بندی مطالب

کسب وکار

تکنولوژی

اموزشی

سلامت

[ad_2]

مدیر هوش مصنوعی متا آگهی استخدام xAI ایلان ماسک را به سخره گرفت

مدیر هوش مصنوعی متا آگهی استخدام xAI ایلان ماسک را به سخره گرفت_آینده نوین

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط آینده نوین

«ایلان ماسک»، مدیرعامل xAI اخیراً در پستی از کارکنان حوزه فناوری خواست به شرکت هوش مصنوعی او بپیوندند. به‌جستوجو آن نیز «یان لیکان» مدیر هوش مصنوعی متا، این میلیاردر را در ایکس مورد تمسخر قرار داد. این جنجال درواقع بعد از آن اغاز شد که xAI خبرداد 6 میلیارد دلار اندوخته جذب کرده است.

بر پایه گزارش اینسایدر، یان لیکان، دانشمند برجسته هوش مصنوعی متا، در ایکس تلاش ایلان ماسک برای جذب متخصصان هوش مصنوعی به استارتاپ 24 میلیارد دلاری xAI خود را مسخره کرد. از وقتی که xAI خبرداد که 6 میلیارد دلار اندوخته جمع‌آوری کرده است، این دو نفر دچار اختلافات جدیدی شده‌اند.

اختلاف ایلان ماسک و یان لیکان برای جذب متخصصان هوش مصنوعی به xAI

روز دوشنبه ایلان ماسک با فراخوانی از کارکنان فناوری خواست تا به xAI بپیوندند. او در پستی او گفت:

«اگر به مأموریت ما برای فهمیدن جهان باور دارید، که نیازمند پیگیری دقیق و حداکثری حقیقت فارغ از محبوبیت یا نزاکت سیاسی است، به xAI بپیوندید.»

یان لیکان که در قبل نیز علناً با ماسک اختلاف داشت، به شدت به پست مدیرعامل xAI جواب داد:

«به xAI پیوندید اگر می‌توانید رئیسی را تحمل کنید که: ادعا می‌کند قضیه‌ای که روی آن کار می‌کنید بدون هیچ‌گونه فشاری سال آینده حل می‌بشود؛ ادعا می‌کند که آن‌چه روی آن کار می‌کنید همه را خواهد کُشت و باید متوقف بشود؛ ادعا می‌کند که می‌خواهد “تا حد ممکن پیگیر حقیقت” باشد، اما تئوری‌های توطئه دیوانه‌کننده‌ای را در پلتفرم اجتماعی خود انتشار می‌کند.»

لیکان درواقع به سخن بگویید‌های ایلان ماسک در فروردین‌ماه مبنی بر این که هوش جامع مصنوعی تا سال آینده میلادی تشکیل خواهد شد اشاره دارد؛ ماسک این چنین تخمین زده می بود که 10 تا 20 درصد گمان دارد که هوش مصنوعی بتواند بشریت را نابود کند. یقیناً شایان ذکر است که لیکان می‌گوید حمایتکننده راکت‌ها، پنل‌های خورشیدی و شبکه ماهواره‌های شرکت‌های ایلان ماسک است.

مدیر هوش مصنوعی متا آگهی استخدام xAI ایلان ماسک را

لیکان در ادامه این پست در جواب به کاربری که از او سوال کرد چرا شرکت هوش مصنوعی خودش را راه‌اندازی نمی‌کند، او گفت که او یک دانشمند است و نه اهل کسب‌وکار. ایلان ماسک نیز در جواب به او او گفت که در پنج سال قبل چه دستاورد علمی داشته است؟ لیکان با ارسال پروفایل گوگل اسکولار خود به 80 مقاله منتشرشده‌اش از سال 2022 اشاره کرد. ایلان ماسک نیز به او جواب داد که باید زیاد تر تلاش کند.

دسته بندی مطالب

کسب وکار

تکنولوژی

اموزشی

سلامت

[ad_2]

کتاب اصل گرایی یک کتاب کسب و کار

معارفه ۱۴ کتاب برای پیروزی در کسب و کار_آینده نوین

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط آینده نوین

چه کارمند باشید و چه مدیر، چه هنرمند باشید و چه وزشکار، مدام به پیشنهاد‌هایی برای پیروزی در حیطه کاری‌تان نیاز دارید. کتاب‌ها می‌توانند بهترین راهنما برای طی‌کردن مسیر پیروزی باشند، اما تعداد کتاب‌های پیروزی آن‌قدر زیاد است که انتخاب بهترین کتاب مدیریت کسب و کار کاری دشوار شده‌ است. یقیناً جای نگرانی نیست، چون در این مقاله ۱۴ کتاب کسب و کار دلنشین و کاربردی را به شما معارفه می کنیم. بعد تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.

۱. اصل‌گرایی

نویسنده: گرگ مک کیون
مترجم: بهنام شاهنگیان، مهدی مصلحی
انتشارات: آموخته
تعداد صفحه: ۲۴۲

درحالی‌که اکثر کتاب‌های مدیریت زمان درمورد چگونگی انجام کارها به‌صورت پیاپی و یکی بعد از فرد دیگر سخن بگویید می‌کنند، در کتاب «اصل گرایی» اوضاع به شکل فرد دیگر پیش می‌رود. سخن مهم این کتاب این است: «این را انتخاب کن و باقی چیزها را حذف کن». این رویکردی است که برای تجارت، کار، مسائل شخصی و در کل برای همه ابعاد زندگی شما سودمند است و پشتیبانی می‌کند سریع تر به پیروزی برسید.

اگر زندگی‌تان را برتری‌بندی نکنید، یکی دیگر برتری‌بندی‌اش می‌کند.

۲. مدیر اثربخش در عمل

مدیر اثربخش

نویسنده: پیتر اف دراکر
مترجم: علیرضا جلالی فراهانی
انتشارات: جیحون
تعداد صفحه: ۲۳۲

آیا از هر لحاظ در محل کار الگو هستید؟ پیتر دراکر در کتاب «مدیر اثربخش» به شما پشتیبانی می‌کند رهبری نمونه و الهام‌قسمت باشید. او به شما مشخص می کند که چطور توانایی‌های خود را گسترش دهید تا به دیگران هم پشتیبانی کنید که توانایی‌های خود را افزایش دهند و درنتیجه کارایی و تصمیم‌گیری خوب را در سراسر سازمان خود گسترش دهید.

هوش، تخیل و دانش منبع های الزامی می باشند، اما فقط اثربخشی آنها را به نتیجه تبدیل می‌کند.

۳. استراتژی اقیانوس آبی

استراتژی اقیانوس آبی

نویسنده: دبلیو.چان کیم، رنه مابورنیا
مترجم: علیرضا پورممتاز
انتشارات: آریانا قلم
تعداد صفحه: ۳۴۴

ما عاشق پیروی و کپی هستیم و این کار به ما حس راحتی می‌دهد، اما انجام این کار در تجارت کشنده است. اگر می‌خواهید استارت‌آپ یا کسب‌وکار کوچکتان (یا حتی شرکت بزرگتان) چیزی بیشتر از یک رقیب معمولی در صنعت شما باشد، احتمالا زمان آن رسیده که کلا بازار خود را ابداع کنید. رقابت نکنید، رهبری کنید! اگر در یک بازار سخت با رقابت شدید گیر کرده‌اید، این کتاب برای شما است. «استراتژی اقیانوس آبی» درمورد نوع جدیدی از استراتژی کسب‌وکار سخن بگویید می‌کند که لزوما متکی به کسب مزیت رقابتی به رقیب ها نیست، بلکه به نوآوری در راه خروج از بازار جاری برای تشکیل اقیانوسی از زمان‌های مخصوص خودتان متکی است.

تنها راه پیروزی در رقابت، توقف تلاش برای پیروزی در رقابت می بود.

۴. آیین دوست‌یابی و چگونگی نفوذ در دیگران

کتاب آیین دوست‌یابی یک کتاب کسب و کار

نویسنده: دیل کارنگی
مترجم: غ‍لام‍ح‍س‍ی‍ن‌ اع‍راب‍ی‌
انتشارات: طلایه
تعداد صفحه: ۲۷۵

زیاد از افراد حداقل یک بار هم که شده نام این کتاب را شنیده‌اند. این کتاب پر از نکات ساده است که به شما پشتیبانی می‌کند دیگران را دوست داشته باشید، فردی مهربان باشید و در همه عرصه‌های زندگی روابطی خوب و کارآمد بسازید، روابطی که به پیروزی‌های کاری شما پشتیبانی می‌کنند.

اگر می‌خواهیم دوست اشکار کنیم، باید از خود بیرون آییم و کاری برای دیگران انجام دهیم.

۵. شاه‌کلید اراعه موفق

معرفی کتاب شاه‌کلید ارائه موفق

نویسنده: اورن کلاف
مترجم: سعید یاراحمدی
انتشارات: آموخته
تعداد صفحه: ۲۴۰

این کتاب به تاکتیک‌ها و استراتژی‌های حوزه‌ای به‌نام اقتصاد عصبی متکی است و روشی کاملا تازه را برای نحوه اراعه ایده‌ها و پیشنهادهایتان به دیگران و نحوه متقاعدسازی آنها به شما یاد می‌دهد.

محدودیت‌هایی برای دامنه دقت انسان وجود دارد، به همین علت است که یک مطرح باید مختصر، مختصر و دلنشین باشد.

۶. چه فردی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟

چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟ یک کتاب کسب و کار

نویسنده: اسپنسر جانسون
مترجم: شمسی بهبهانی
انتشارات: اختران
تعداد صفحه: ۷۷

اگر کتاب‌هایی را می‌پسندید که درس‌های زندگی را از طریق داستان و استعاره می‌آموزند، این کتاب را دوست خواهید داشت. «چه فردی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟» تمثیلی را گفتن می‌کند که می‌توانید مستقیما آن را در زندگی خود به کار ببرید تا از هراس از آنچه پیش رو دارید دست بردارید و به‌جای آن در محیطی پر از تحول و عدم مطمعن شکوفا شوید.

چیزی که از آن می‌ترسید، هیچ‌زمان به آن اندازه بد نیست که تصورش را می‌کنید. ترسی که اجازه می‌دهید در ذهنتان رشد کند، بدتر از شرایطی است که در حقیقت وجود دارد.

۷. شجاعانه رهبری کن

کتاب شجاعانه رهبری کن

نویسنده: برنه براون
مترجم: مرجان فرجی
انتشارات: لیوسا
تعداد صفحه: ۳۵۲

این کتاب به شما پشتیبانی می‌کند تا از تصورات غلط رهبری عبور کنید. براون این افسانه را که رهبران باید همیشه قوی به نظر برسند، در هم می‌شکند. اگر می‌خواهید به چسبی تبدیل شوید که تیمتان را کنار هم نگه می‌دارد و روابط کاری را بر پایه مطمعن، صداقت و وفاداری تشکیل می‌کند و در عین حال به خودتان وفادار بمانید، این کتاب برای شما است.

شجاعتِ صدمه‌پذیر بودن به معنی برد یا باخت نیست، بلکه درمورد شجاعت ظاهرشدن در وقتی است که نمی‌توانید نتیجه را پیش‌بینی یا کنترل کنید.

۸. مجدد فکر کن

معرفی کتاب دوباره فکر کن

نویسنده: جیسون فرید، دیوید هینمیر هنسون
مترجم: گرامی میردار، سید محمد اعظمی نژاد
انتشارات: رسا
تعداد صفحه: ۲۵۷

‌نویسندگان این کتاب با توضیح این که چرا نقشه و برنامه‌ها واقعا مضرند، چطور منفعت‌وری نتیجه ساعات طویل کار نیست و چرا استخدام و جست‌وجوی اندوخته‌گذار باید آخرین راه‌حل شما باشد، به شما نشان خواهند داد که برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار به کمتر از آنچه فکر می‌کنید نیاز دارید.

هنگامی ندانید به چه چیزی باور دارید، همه‌چیز تبدیل به او گفت و گو و جدل می‌بشود. همه‌چیز قابل‌او گفت و گو است. اما هنگامی برای چیزی ایستادگی می‌کنید، تصمیم‌گیری‌ها آشکار است.

۹. تحول مسیر

معرفی کتاب تغییر مسیر یک کتاب کسب و کار

نویسنده: شریل سندبرگ
مترجم: مصطفی طرسکی، سارا ارجمند
انتشارات: نشر نوین
تعداد صفحه: ۲۱۴

اگر شما زنی هستید که تلاش می‌کنید نامی برای خود دست و پا کنید و امیدوارید به‌لطف تلاش و جاه‌طلبی‌تان شغلی تشکیل کنید، این کتاب را بخوانید. این کتاب به شما پشتیبانی می‌کند از برخی از دام‌هایی که تا این مدت در تعداد بسیاری از صنایع تحت سلطه مردان وجود دارد اجتناب کنید و حتی سازمان‌های پیچیده را با متانت و مطمعن‌به‌نفس هدایت کنید.

از خواست‌کردن نترس. حتی اگر به نظر برسد که گمان آن کم است.

۱۰. پنج دشمن کار تیمی

معرفی کتاب پنج دشمن کار تیمی

نویسنده: پاتریک لنچونی
مترجم: نسرین ثابت سعیدی
انتشارات: فرا
تعداد صفحه: ۲۰۰

این کتابِ مبتنی بر افسانه به شما و تیمتان پشتیبانی می‌کند با هم یکی شوید و به فهمیدن متقابل برسید که اگر می‌خواهید کاری بزرگ را با هم انجام دهید، این با اهمیت ترین اصل است. شما یاد خواهید گرفت که برای کار تیمی چطور فصل مشترک اشکار کنید و همه افراد تیم را برای یک نتیجه واحد به کار بگیرید، حتی اگر همه همیشه موافق نباشند که تصمیمتان همان گزینه‌ مناسبی است که باید جستوجو بشود.

هنگامی مردم نظرات خود را ابراز نمی‌کنند و حس کنند که به آنها گوش داده نشده است، واقعا دچار و همراه نمی‌شوند.

۱۱. به‌سوی شادمانی

معرفی کتاب به‌سوی شادمانی

نویسنده: تونی شی
مترجم: محمد باقری
انتشارات: اندیشه ارشد
تعداد صفحه: ۲۴۸

درس‌های کسب‌وکار تکان‌دهنده و مفیدند، اما در واقع این کتاب را برای عنصر الهام‌بخشی‌اش مطالعه می‌کنید. این کتاب توضیح می‌دهد که چطور فروشگاه آنلاین کفش زاپوس (Zappos) یک فرهنگ بی همتا برای شرکت و توانایی مشتری تشکیل کرد که آن را به کسب‌وکاری میلیارددلاری تبدیل کرد.

پول به‌تنهایی برای خوشبختی کافی نیست. خوشبختی وقتی است که شما واقعا با ازدست‌دادن همه چیزهایی که دارید، مشکلی نداشته باشید.

۱۲. مهم‌ها را بسنجید

معرفی کتاب مهم‌ها را بسنجید

نویسنده: جان دوئر
مترجم: هادی بهمنی
انتشارات: نشر نوین
تعداد صفحه: ۲۸۰

«مهم‌ها را بسنجید» به شما می‌گوید که شرکت‌های موفقی همانند اینتل، گوگل و توییتر چطور داده‌ها را می‌سنجند و آنها را به نشانه‌های مفیدی برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک هوشمند تبدیل می‌کنند. مخاطب این کتاب مدیران‌اند، اما برای هر فردی که دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی از طریق غریزه کار کند نیز سودمند است.

یک سیستم مقصد‌گذاری مؤثر با تفکر منضبط در رأس اغاز می‌بشود، با رهبرانی که زمان و انرژی خود را برای انتخاب آنچه مهم است، صرف می‌کنند.

۱۳. چهارهزار هفته

معرفی کتاب چهارهزار هفته یک کتاب کسب و کار

نویسنده: الیور برکمن
مترجم: میثم همدمی
انتشارات: نشر نوین
تعداد صفحه: ۲۴۸

«حقیقت این است که زندگی به شکلی ظالمانه مختصر است.» این جمله‌ای اساسی است که حقیقتی تلخ را به ما یادآور می‌بشود. یقیناً با پذیرفتن همین حقیقت تلخ و عمل برای مدیریت زمان، می‌توانیم بهترین بهتره‌وری را داشته باشیم و به اهدافمان برسیم. کتاب «چهارهزار هفته» هم فلسفی و هم عملی است و اگر خلاق هستید یا فردی هستید که با ساختار مبارزه می‌کند، خواندن این کتاب برایتان رهایی‌قسمت، تأییدکننده و سودمند خواهد می بود.

تنها آن دستاوردهایی مهم یا بی‌همانند خواهند می بود که ما برایشان به‌قدر نیاز زمان گذاشته‌ایم.

۱۴. آن یک چیز

معرفی کتاب آن یک چیز

نویسنده: گری کلر
مترجم: حسین خدادادی
انتشارات: آموخته
تعداد صفحه: ۲۱۶

«آن یک چیز» به شما رویکردی زیاد ساده برای منفعت‌وری اراعه می‌دهد که بر پایه یک سوال واحد است تا به شما پشتیبانی کند درهم‌ریختگی، حواس‌پرتی و استرس کمتر و تمرکز، انرژی و پیروزی بیشتری داشته باشید. حتی اگر فقط چند فصل از این کتاب را بخوانید، این گمان وجود دارد که سپس از آن برای همیشه به فهرست کارهای خود به‌روشای متفاوت رسیدگی کنید.

هرجا پیروزی بزرگی نصیبم شده می بود، علتش محدودکردن تمرکزم فقط روی یک چیز می بود. هرجا پیروزی‌هایم کم و زیاد شده می بود، علتش تمرکزم بر امور گوناگون می بود.

کلام آخر

در این مقاله، ۱۴ نمونه از بهترین بهترین کتاب های کسب و کار را به شما معارفه کردیم. تلاش ما معارفه کتاب‌هایی متنوع می بود که از ابعادی گوناگون به پیروزی نگاه کرده‌ باشند تا راحت‌تر بتوانید بهترین کتاب پیروزی در کسب و کار را اشکار کنید. در تکه دیدگاه‌ها برایمان بنویسید آیا تابه‌حال هیچ‌یک از این ۱۴ کتاب را خوانده‌اید؟ مشتاق مطالعه کدام‌یک از این کتاب‌ها هستید؟

دسته بندی مطالب

کسب وکار

تکنولوژی

اموزشی

سلامت

[ad_2]

منبع

آسیب‌های قلدری در محیط کار

نشانه‌های قلدری در محیط کار؛ پیامدها، روش مقابله فردی و سازمانی_آینده نوین

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط آینده نوین

تابه‌حال برای شما پیش آمده که مدیرتان در محیط کار به شما زور بگوید یا شما را برخلاف میلتان ناچار به انجام کاری کند؟ آیا تابه‌حال پیش آمده که همکاری پشت‌سر شما دسیسه‌چینی کند؟ قلدری در محیط کار اتفاقی نادر نیست و متأسفانه مطابق آمار، میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا در محیط کار خود به‌شکلی با قلدری مواجه می باشند. در این مقاله ابتدا انواع قلدری را شرح می‌دهیم، سپس صدمه‌های آن را بازدید می‌کنیم و درنهایت راهکارهای فردی و سازمانی برای مقابله با آن را اراعه می‌دهیم.

نشانه‌های قلدری در محیط کار

برخی نشانه‌های قلدری در محیط کار آشنا و برخی نهان می باشند. قلدری در محیط کار به شکل‌های متنوعی رخ می‌دهد، به این علت جدولی از انواع قلدری با مثال‌های آنها اراعه کرده‌ایم.

نوع قلدری مثال‌ها
خصمانه فریادزدن، پرتاب اشیا، افترا‌گفتن به تصمیم اخراج‌شدن فرد
ابزاری پخش شایعه ها، تلاش برای بدنام‌کردن فرد
مستقیم فریادزدن، مشت‌زدن، سرزنش آشکار و شرم‌سارسازی، ارسال مطلب‌های خشن و نمایش زبان بدن تهدیدآمیز
غیرمستقیم پخش شایعه ها، اراعه‌نکردن اطلاعات ملزوم به‌علت خصومت با همکار، خرابکاری‌کردن در کار فرد
آشکار تحقیر و تمسخر، ساکت‌کردن فرد جلوی دیگران
نهان مخفی‌کردن داده‌های موردنیاز همکار، سرزنش نرم و غیرمستقیم، منفعت گیری از تکنیک چراغ گاز(Gaslighting)
از بالا به پایین قلدری رئیس یا مدیر به دیگران
افقی قلدری همکار به همکار هم سطح
از پایین به بالا قلدری کارکنان به مدیر یا رئیس خود
ترکیبی ترکیبی از قلدری‌های سه حالت بالا در محیط کار

 

در کنار موارد بالا، چند مثال دیگر نیز به فهمیدن بهتر ما پشتیبانی می‌کند. آیا می‌توانید این مثال‌ها را در دسته‌بندی بالا جای دهید؟

  • وادارکردن دیگران به انجام کاری خلاف میل آنها؛
  • حذف به عمد افراد از دعوت به جلسات کاری و دورهمی‌ها؛
  • خوارکردن نگرانی‌ها و دغدغه‌های دیگران؛
  • نقد غیرمنصفانه همکار؛
  • مستقیم یا غیرمستقیم بی‌قیمت نمود‌دادن توانمندیها و توانایی‌های فرد؛
  • مطرح توقعات بیجا یا انتظارات زیاد دشوار برای مطمعن از ناکامی فرد.

پیامد‌های قلدری در محیط کار

قلدری در محیط کار امکان پذیر پیامد‌های مخربی در ابعاد گوناگون داشته باشد. این صدمه‌ها با ترک محیط کار همه نمی‌شوند و نه‌تنها خود فرد صدمه می‌بیند، بلکه سازمان نیز دچار می‌بشود.

۱. سلامت جسم و روان

توانایی قلدری در محیط کار می‌تواند پیامد‌های منفی برای سلامت روان و جسم داشته باشد. به‌هم‌ریختن خلق‌وخو، حملات عصبی و استرس از جمله صدمه‌های روانی ناشی از این قضیه‌اند. سردرد، به‌هم‌ریختن مزاج و بی‌خوابی یا کم‌خوابی از جمله صدمه‌های جسمی ناشی از آن است.

این صدمه‌ها نه‌تنها خود فرد، که همکاران او را نیز دچار می‌کنند. برای مثال مطابق تحقیقات، شاهدان قلدری نیز از صدمه‌های جسمی و روانی آن در امان نیستند.

۲. کارکرد شغلی

قلدری در محیط کار علتکاهش کلی کارکرد شغلی می‌بشود، چون قربانی نمی‌تواند به‌خوبی کار او را انجام دهد. او زیاد تر غیبت می‌کند و به‌جای تمرکز بر کار، به فکر راه‌حلی برای مشکل خود است. افت عزت نفس، تعلل در تصمیم‌گیری، تلاش برای نهان‌شدن از دست قلدر و یافتن راه‌حلی دفاعی همه انها ذهن فرد را مشغول می‌کنند. ذهن به‌هم‌ریخته قربانی به او اجازه نمی‌دهد که کارکرد مناسبی داشته باشد.

۳. مشکلات سازمانی

مشکلات قلدری تنها به فرد قربانی یا اطرافیان او محدود نمی‌ماند. قلدری امکان پذیر مشکلاتی مهم برای یک سازمان یا کسب‌وکار تشکیل کند از جمله:

  • تشکیل محیط کار سمی پرتنش و خشن؛
  • تأثیر منفی بر مقدار حقوق درخواستی؛
  • افزایش غیبت‌ها؛
  • افت کارکرد قسمت‌های گوناگون؛
  • هزینه‌های اضافی برای استخدام و تمرین نیروهای تازه به‌جای افرادی که به‌علت قلدری محیط کار را ترک کرده‌اند؛
  • افت ضمانت و وفاداری کارکنان؛
  • افزایش گمان عمل های قضایی و حقوقی علیه سازمان؛
  • افت اعتبار و برند سازمان.

چطور با قلدری در محیط کار مقابله کنیم؟

اگر دچار قلدری در محیط کار شدید یا دلواپس آن هستید، امکان پذیر راه حلهای زیر به شما در پیشگیری از قلدری یا مهار پیامد‌های آن پشتیبانی کنند.

۱. مرز‌های خود را اشکار کنید

هنگامی فرد قلدر حرکت نامناسبی داشت، به او بگویید که کار او نادرست است و اگر یک بار دیگر این عمل را تکرار کند، عمل مناسبی علیه او انجام خواهید داد. تعیین خطوط قرمز در محیط کار و تشکیل مرزهایی که دیگران باید مراعات کنند، روش مناسبی برای پیشگیری از رفتارهای نامناسب و قلدری در آینده است.

۲. مقابله کنید

بعد از تعیین حدومرزها اگر قلدری ادامه یافت، باید استراتژی مناسبی برای برخورد و مقابله با آن داشته باشید. دقت کنید منظور از مقابله تلافی‌جویی یا قلدری متقابل نیست. این چنین رفتاری فقط علتبدترشدن اوضاع می‌بشود.

در قدم اول برای مقابله می‌توانید از فرد بخواهید که محیط را ترک کند یا خودتان از محل دور شوید. سپس آنچه را رخ داده دقیقا بنویسید و اگر شاهدی وجود دارد، آن را نیز یادداشت کنید. قلدری علیه خود را مستندسازی کنید. اگر قلدری خاتمه یافت که نیازی به ادامه ماجرا نیست، اما اگر قلدر هم چنان دست از سر شما برنداشت، باید با واحد منبع های انسانی یا مدیر خود سخن بگویید و مستندات خود را اراعه کنید. اگر سازمان یا مدیر شما برنامه‌ای برای مقابله با قلدری نداشت، می‌توانید از یک مشاور حقوقی در خارج سازمان پشتیبانی بگیرید.

۳. از خود مراقبت کنید

در کنار پیگیری و مقابله با قلدر، باید به سلامت روان و جسم خود دقت کنید. منفعت گیری از تکنیک‌های افت استرس، تمرینات خودمراقبتی و انجام فعالیت‌های سرگرم‌کننده و مفرح راه حلهای مناسبی برای افت استرس و آثار زیان‌بار قلدری‌اند. اگر ملزوم دیدید، می‌توانید به روان‌شناس نیز مراجعه کنید.

چطور به‌شکل سازمانی با قلدری در محیط کار مقابله کنیم؟

همان گونه که اشاره شد، پیامد‌های قلدری در محیط کار تنها به یک فرد محدود نمی‌بشود. به این علت ملزوم است رهبران سازمان استراتژی روشن و مؤثری برای مقابله با قلدری تعیین کنند. متأسفانه برخی از راه حلهای مرسوم مقابله با این اتفاق اثربخشی اندکی دارند. به این علت پیش از بازدید راهکارهای مؤثر مقابله، بهتر است با راه حلهای بی فایده آشنا شویم.

راه حلهای بی فایده

راه حلهای بی فایده برای مقابله با قلدری در محیط کار شامل درمان به‌جای پیشگیری، انداختن مسئولیت اثبات بر دوش قربانی، تمرکز بر سطح فردی قلدری به‌جای دقت به عمق و گستردگی آن در سازمان و بی‌توجهی به قلدری نهان است. مدیران و رهبران سازمان‌ها اگر راه حلهای غیرمؤثر حرف های‌شده را به کار بگیرند نه‌تنها قلدری را از بین بردن نمی‌کنند، بلکه جهت ریشه‌دارشدن آن نیز خواهد شد.

راه حلهای کارآمد

زیاد تر مشکلات محیط کار نه فقط فردی، بلکه حاصل ساختار و فرهنگ سازمانی‌اند. گرچه هرکدام از انواع قلدری شکل‌های متغیری دارند، ریشه آنها به محیط و خصلت‌های انسانی برمی‌گردد که افراد دارند. راه حلهای مبتنی بر پیشگیری در کنار درمان در صورت الزام می‌تواند تا حد قابل‌قبولی محیط کار را به جایی امن برای کارکردن افراد گوناگون تبدیل کند.

آموزش مدیران و کارکنان برای منفعت گیری از زبان غیرخشونت‌آمیز، حذف زمان‌بندی‌های غیرشفاف یا زیاد سخت‌گیرانه برای انجام کارها، تلاش برای طراحی فرایندهای کاری به‌طوری که تبدیل افت استرس شوند، تعیین معیارهای شفاف و دقیق پاداش‌دهی و ارتقا، امکان گزارش‌دهی ناشناس به رهبران سازمان و برگزاری نظرسنجی‌های محرمانه از جمله راهکارهای مؤثری می باشند که اگر به‌درستی و با پیگیری انجام شوند، امکان پذیر به افت قلدری یا حتی زدودن آن در محیط کار منجر شوند.

توانایی شما

در آخر شما برای ما بگویید که چه توانایی‌ای از قلدری در محیط کار دارید. آیا تا بحال قربانی آن شده‌اید؟ آیا سازمان شما برنامه‌ای برای حل آن داشته؟ ازمایش ها و دیدگاه‌های خود را با ما در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید.

دسته بندی مطالب

کسب وکار

تکنولوژی

اموزشی

سلامت

[ad_2]

منبع

جتور X70 پلاس

نسخه جدیدی از جتور X70 پلاس در چین اراعه شد، تغییرات زیاد تر برای فیدلیتی پرستیژ_آینده نوین

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط آینده نوین

تنها چند هفته از اراعه محصول تازه بهمن‌موتور یعنی فیدلیتی پرستیژ به بازار می‌گذرد اما در همین حال نسخه جدیدی از همین ماشین که با نام مهم جتور X70 پلاس شناخته می‌بشود، در چین معارفه شده است. شرکت چینی اظهار کرده است که نسخه به روز شده فیدلیتی پرستیژ اغاز سال 2025 به بازار روسیه می‌آید. ما نیز گمان می‌زنیم که در سال 1404، این ماشین با نام و نشانی تازه توسط بهمن موتور به بازار ایران اراعه بشود.

جتور X70 پلاس تازه را می‌توان فیس‌لیفتی از نسخه قبلی دانست. چراغ‌های جلو این ماشین اکنون باریک‌تر شده‌اند. به سبک طراحی خودروهای تازه چینی، چراغ‌های روشنایی مهم در نواحی جانبی سپرها مخفی شده‌اند. جلوپنجره این ماشین نیز اکنون رنگ مشکی دارد و خبری از تزیینات کرومی در آن نیست.

تغییرات نمای عقب محدودتر می باشند که از جمله آن‌ها می‌توان به تزیینات کرومی و خروجی‌های اگزوز مستطیل شکل اشاره کرد. فضای داخلی جتور X70 پلاس نیز همانند طراحی خارجی، دستخوش تغییراتی شده‌اند. نمایشگر دوگانه جلوی راننده ابعاد بزرگتری دارد. این چنین ظاهر کنسول ردیف جلو و رودری‌ها متفاوت از قبل خواهد می بود.

کابین بزرگتر برای جتور X70 پلاس تازه

همان‌گونه که می‌دانید، فیدلیتی پرستیژ (جتور X70 پلاس) و فیدلیتی پرایم (جتور X70s) ‌در قالب نسخه‌های 5 و 7 نفره به بازار اراعه شده‌اند. نسخه تازه این ماشین نیز هم چنان از دو آرایش صندلی‌های 5 و 7 نفره منفعت می‌برد اما یک تفاوت بزرگ را در این تکه ناظر هستیم. نسخه پنج نفره فاصله محوری و طول مختصر‌تری نسبت به نسخه هفت نفره دارد. همگام با افزایش طول و فاصله محوری، وزن ماشین در نسخه‌های 7 نفره نیز زیاد تر است.

نسخه به روز شده فیدلیتی پرستیژ در چین با موتور 1.5 لیتری چهارسیلندر توربوشارژر اراعه می‌بشود. این پیشرانه با کد SQRG4J15 شناخته می‌بشود و حداکثر راندمان آن 184 اسب‌بخار است. میانگین مصرف سوخت این موتور 7.44 لیتر بنزین بر صد کیلومتر است و فیدلیتی به لطف آن می‌تواند رکورد حداکثر شدت 180 کیلومتربرساعت را ثبت کند. یقیناً انتظار داریم که جتور X70 پلاس در بازارهای صادراتی همچون روسیه، با موتور 1.6 لیتری توربوشارژر اراعه بشود.

قیمت فیدلیتی پرستیژ هم‌اکنون در بازار روسیه 2،999،900 روبل (دو میلیارد و 85 میلیون تومان) به ازای تیپ پایه آن است. اگر بیشترین تجهیزات و امکانات را روی این ماشین بخواهید، باید مبلغ 3،299،900 روبل (دو میلیارد و 294 میلیون تومان) بپردازید. به گمان زیاد قیمت نسخه‌های تازه این ماشین گران‌تر از مدل‌های جاری خواهد می بود.

دسته بندی مطالب

کسب وکار

تکنولوژی

اموزشی

سلامت

[ad_2]

منبع

دو همکار در حال کارکردن روی پروژه

۵ نشانه این که همکارانتان از شما سوءاستفاده می‌کنند_آینده نوین

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط آینده نوین

برخی اتفاقات در محیط کار اجتناب‌ناپذیرند و امکان پذیر برای هر فردی رخ دهند. برای مثال امکان پذیر در برخی موقعیت‌های کاری حس کنید همکارانتان به‌جستوجو سوءاستفاده از شما می باشند. گرچه این قضیه ازردهکننده است، شناختن علائم سوءاستفاده همکاران و یادگرفتن نحوه برخورد با این حرکت علتمی‌بشود بهتر بتوانید از این موقعیت گذر کنید. در این مقاله علائم سوءاستفاده همکاران و روش درست برخورد با این موقعیت را می‌گوییم. با ما همراه باشید.

نشانه‌های سوءاستفاده همکاران

۱. قدردان لطف و پشتیبانی‌های شما نیستند

پشتیبانی‌خواستن همکار خودتان از شما برای انجام کارها اتفاقی رایج است که علتمی‌بشود علاوه‌بر تحکیم ربط با همکاران و انجام به‌موقع ماموریت های اعضای تیم، توانایی‌هایتان را هم گسترش بدهید. بعضی اوقات هم امکان پذیر برای یکی از همکارانتان اتفاقی پیش بیاید و از شما بخواهد در زمان مرخصی او انجام وظایفش را بر مسئولیت بگیرید. این‌گونه خواست‌ها از طرف همکارانتان تا وقتی قابل‌قبول است که آنها هم در شرایط اضطراری شبیه به شما پشتیبانی کنند و باری از روی دوشتان بردارند. اگر همکارانتان مرتب برای انجام وظایفشان از شما پشتیبانی می‌خواهند اما به‌ندرت به شما پشتیبانی می‌کنند، به گمان زیاد در حال سوءاستفاده‌کردن از شما می باشند. درمورد ناعادلانه‌بودن این حالت با همکار خودتان آشکار و صریح سخن بگویید کنید و بگویید که این رفتارهایش چه حس ناخوشایندی به شما می‌دهد.

۲. بدون بازدید شرایطتان از شما پشتیبانی می‌خواهند

افرادی که در محل کار از دیگران سوءاستفاده می‌کنند، هیچ زمان به حالت فرد روبه رو دقت نمی‌کنند و برایشان مهم نیست که سر شما خلوت است یا شلوغ و قبل از گفتن درخواستشان درمورد حالت‌تان سؤالی نمی‌پرسند. بعضی اوقات علت جویانشدن حالت شما استرسی است که به‌خاطر عقب‌افتادن کارها دارند، اما اگر این حرکت مدام تکرار می‌بشود و همکارانتان توقع دارند همیشه آماده پشتیبانی‌کردن به آنها باشید، ملزوم است آنها را به حالت آگاه کنید و بگویید «زمان انجام کارهای اضافه‌تر از وظایفم را ندارم».

۳. به اوقات فراغت شما احترام نمی‌گذارند

بعضی اوقات سختی کاری به‌قدری زیاد می‌بشود که سپس از پایان پروژه یا روزهای کاری پرفشار ترجیح می‌دهید با استراحتی چندروزه خستگی‌تان را از بین بردن کنید. مرخصی‌گرفتن یعنی می‌خواهید چند روزی را به دور از فضای کار و ماموریت های گوناگون استراحت کنید و با خانواده‌تان خوش بگذرانید. هنگامی همکار یا مدیرتان در روزهای مرخصی با شما تماس می‌گیرد و می‌خواهد که از راه دور کاری را انجام دهید، یعنی در حال سوءاستفاده از شما می باشند. اگر در روزهای مرخصی هم دچار همکاران سوءاستفاده‌گرید، صریح و مؤدبانه بگویید «من مرخصی گرفته‌ام و می‌خواهم این چند روز را کار نکنم. ممنونم که فهمیدن می‌کنید».

۴. مدیرتان از شما می‌خواهد کارهایی ورای ماموریت‌تان انجام دهید

احتمالا بعضی اوقات مدیرتان از شما بخواهد کارهایی را انجام دهید که جزو وظایفتان نیستند. به گمان زیاد در این شرایط استرس می‌گیرید و مضطرب می‌شوید. در برخی موارد، امکان پذیر حتی صلاحیت انجام برخی وظایفی را که مدیرتان به شما محول می‌کند، نداشته باشید. اگر توانایی یا علاقه‌ به انجام کارهای اضافه بر سازمان ندارید، این نوشته را با مدیرتان در بین بگذارید و از او سوال کنید چرا انجام این‌گونه کارها را به شما محول می‌کند. بعضی اوقات علت سپردن کارهای ورای وظایفتان به شما این است که شرکت در حال استخدام نیروی تازه است و موقتا به پشتیبانی شما نیاز دارند. اگر این حالت موقتی باشد، به‌معنی سوءاستفاده نیست ولی اگر مدام از شما خواسته می‌بشود کارهای اضافه را از بین بردن و رجوع کنید، باید حتما با مدیر سخن بگویید کنید.

۵. پاداش یا ترفیعی برای انجام کارهای اضافه‌تر دریافت نمی‌کنید

هنگامی گروهی پروژه‌ای را پیش می‌برد، این مسئولیت رهبر تیم است که یقین بشود به جبران زحمات اعضای تیم همه پاداش یا ترفیع یکسانی دریافت می‌کنند. اگر در گروه شما حرکت همکارانتان طوری است که انگار فقط خودشان زحمت کشیده‌اند و زحمات شما را نادیده می‌گیرند، یعنی از شما سوءاستفاده می‌کنند. حتما این نوشته را با مدیرتان نقل و نارضایتی‌هایتان را گفتن کنید.

نکاتی برای مقابله با سوءاستفاده همکاران

۱. حدومرز تعیین کنید

حدومرزداشتن در محل کار علتمی‌بشود اعتدال بین کار و زندگی‌تان را نگه داری کنید. اولین قدم برای تشکیل حدومرز در محل کار این است که به همکارانتان بگویید خارج از محل کار تماس کاری را جواب نمی‌دهید. یقیناً بعضی اوقات حالت طوری می‌بشود که احتمالا نیاز به تماس سریع با شما باشد، به این علت می‌توانید برای شرایط حساس روش ارتباطی مدنظرتان را به آنها اظهار کنید.

۲. به خودتان احترام بگذارید

هنگامی برای خودتان قیمت قائل باشید، همکارانتان هم به شما احترام می‌گذارند. اگر مدام همکاران یا مدیرتان از شما توقع دارند کارهایی زیاد تر از وظایفتان را انجام بدهید، می‌توانید به ۲ شکل عکس العمل نشان دهید:

  • اگر علاقه‌ای به انجام کارهای فراتر از مسئولیت خودتان ندارید، این نوشته را صریح و مؤدبانه با آنها نقل کنید.
  • اگر مایلید با ماندن زیاد تر در محل کار ماموریت های محول‌شده را انجام‌دهید، با سرپرست تیم درمورد مقدار اضافه‌کاری دریافتی به توافق برسید.

۳. ارتباطات خود را بهبود بخشید

خجالت و رودربایستی را کنار بگذارید و با همکارانتان ارتباطی حرفه‌ای برقرار کنید. اگر از شما خواست پشتیبانی دارند، بدون خجالت به آنها بگویید در صورتی برای انجام وظایفشان کمکشان می‌کنید که آنها هم در موقعیت شبیه به شما پشتیبانی کنند. توانایی‌های ارتباطی را تحکیم کنید و تلاش کنید علت سوءاستفاده گهگاه همکارانتان را شناسایی کنید.

۴. نه‌گفتن را یاد بگیرید

بعد از تعیین حدومرز و تحکیم اعتمادبه‌نفس، نوبت به تمرین نه‌گفتن می‌رسد. شما ساعات بسیاری از روزتان را در محل کار می‌گذرانید و اگر قرار باشد به هر خواسته‌ای جواب مثبت بدهید و چندوظیفه‌ای باشید، زیاد سریع خسته می‌شوید. هیچ زمان برای کاری که در قبالش از شما سپاس نمی‌بشود یا پاداشی دریافت نمی‌کنید، زمان‌تان را هدر ندهید. ماموریت های خودتان را به‌نحو احسن انجام دهید و برای پیشرفت زیاد تر تلاش کنید، اما در روبه رو سوءاستفاده مدیر و همکارانتان بایستید و به خواست آنها نه بگویید.

۵. از تکنیک رویارویی منفعت گیری کنید

رویارویی نوعی تکنیک ارتباطی مدیریت تعارض است که به شما امکان می‌دهد مشکل را از طریق او مباحثه تجزیه‌وتحلیل کنید. هر زمان فهمید شدید یکی از همکارانتان می‌خواهد از شما سوءاستفاده کند، با لحنی آرام و محترمانه علت درخواستش را از او سوال کنید. اگر انجام این‌گونه ماموریت های برایش سخت است، با هم کار مورد نظر را انجام دهید تا مشکلش را بشناسد و برای حل آن تلاش کند. با این کار هم به همکار خودتان پشتیبانی کرده‌اید و هم خودتان را از انجام کارهای اضافه بر سازمان نجات داده‌اید.

سخن پایانی

متأسفانه سوءاستفاده همکاران یکی از رایج‌ترین اتفاقات محل کار است. برخی افراد بدون این که حالت و حجم کاری همکارشان را در نظر بگیرند، از او انتظار انجام ماموریت های اضافه‌تر دارند. اگر شما هم جزو افرادی هستید که زیاد با این مشکل روبه رو می‌شوید، بهتر است از نکاتی که در این مقاله گفتیم منفعت گیری کنید و به این خواست ناعادلانه جواب درستی بدهید.

تابه‌حال فهمید سوءاستفاده همکار خودتان شده‌اید؟ چه کاری برای پیشگیری از تکرار این حرکت انجام داده‌اید؟ لطفا نظرات و ازمایش ها ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان در بین بگذارید.

نکاتی که کارمندان معمولی از آن بی‌خبرند.
آداب معاشرت صحیح در محیط کار چطور است؟
چطور از صدمه‌های پشت‌میزنشینی نجات اشکار کنیم؟

دسته بندی مطالب

کسب وکار

تکنولوژی

اموزشی

سلامت

[ad_2]

منبع