بیوه‌های سیاه: از قاتل سریالی آمریکا تا پرونده هولناک کلثوم اکبری در مازندران

بیوههای سیاه: روانشناسی قاتلان زن سریالی از کلثوم اکبری تا معروفترین پروندههای جهانی

بیوههای سیاه روانشناسی قاتلان زن سریالی از کلثوم اکبری تا معروفترین پروندههای جهانی, وقتی بحث درباره قاتلان سریالی پیش میآید، ذهن اکثر مردم بلافاصله به چهرههای مردانه و ترسناک میرود. با این حال، در علم جرمشناسی یک زیرمجموعه وحشتناک وجود دارد که مرتکبان آن زنان هستند. این قاتلان با استفاده از اعتماد، محبت و ظاهر بیگناه، قربانیان خود را به دام میاندازند.

به این دسته بیوههای سیاه میگویند، نامی که از عنکبوتی گرفته شده که پس از جفتگیری، شریک زندگی خود را میکشد. پرونده کلثوم اکبری، معروف به قاتل سریالی مازندران، یکی از شوکآورترین و جدیدترین نمونههای این پدیده در ایران محسوب میشود که امکان تحلیل عمیق این نوع جنایت را فراهم میکند. بیوه سیاه کیست و چه ویژگیهایی دارد؟ اصطلاح بیوه سیاه ریشه در طبیعت دارد؛ عنکبوتی که پس از همجنسگرایی، نر را از بین میبرد.

الگوی نادر اما تکرارپذیر در تاریخ جنایت است. شناخت ویژگیهای رفتاری و روانی این قاتلان، کلید شناسایی افرادی مانند کلثوم اکبری است.

انگیزه اصلی ثروت و منافع مالی برخلاف بسیاری از قاتلان مرد که اغلب با انگیزههای جنسی یا روانی-جنسی عمل میکنند، انگیزه اول و آخر بیوههای سیاه تقریباً همیشه مالی است. هدف نهایی آنها دستیابی به ارث، اموال، پسانداز یا حقوق بازنشستگی قربانی است. آنها قتل را ابزاری برای رسیدن به ثبات و رفاه اقتصادی میدانند، نه هدفی در حد خود.

روش قتل خاموش، برنامهریزی شده و فریبنده این قاتلان به ندرت از خشونت فیزیکی مستقیم و پر سر و صدا استفاده میکنند..

سازماندهی حوادث مصنوعی مانند ایجاد صحنه سقوط از پله یا غرق شدن در حمام. نفی نفس (خفه کردن) در مواردی که قربانی به دلیل سن یا بیماری ناتوان و بیدفاع است. این روشها به قاتل امکان میدهد بدون جلب توجه، صحنه را ترک کند و روایتی قانعکننده برای اطرافیان ارائه دهد.

الگوی انتخاب قربانی اهداف آسان و ثروتمند قربانیان بیوههای سیاه به صورت تصادفی انتخاب نمیشوند؛ آنها ویژگیهای مشترک مشخصی دارند مردان مسن و تنها افرادی که همسر خود را از دست دادهاند یا ارتباط عاطفی نزدیکی با فرزندان ندارند. وضعیت مالی خوب دارا بودن املاک، سپردههای بانکی یا حقوق تقاعد بالا. آسیبپذیری عاطفی کسانی که به شدت به دنبال همدمی برای پر کردن خلأ تنهایی هستند و به سرعت به دیگران اعتماد میکنند.

شخصیت قاتل فریب، خودشیفتگی و عدم همدلی این زنان معمولاً دچار اختلالات شخصیتی جدی (مانند شخصیت ضداجتماعی یا نارسیسیسم مخرب) هستند که به آنها اجازه میدهد بدون هیچگونه احساس گناه یا پشیمانی، برنامههای قتل را اجرا کنند. فقدان کامل همدلی ناتوانی مطلق در درک درد و رنج دیگران. مهارت بالا در بازیگری و فریب توانایی بازی نقش همسر/همسر مهربان، دلسوز و وفادار برای ماهها یا سالها.

خودبزرگبینی و استحقاقگرایی باور به این که شایسته ثروت دیگران هستند و قتل حق مشروع آنهاست. فرطسطحی و ماهر در ماجراجویی نقض مداوم قوانین و هنجارها تنها برای منافع شخصی. پرونده کلثوم اکبری یک کتاب درسی برای بیوههای سیاه پرونده کلثوم اکبری به طور کامل تمام ویژگیهای کلاسیک یک قاتل از نوع بیوه سیاه را در خود جای داده است.

او با شناسایی مردان مسن، ثروتمند و تنها در شهرهای مختلف مازندران، خود را به عنوان زنی تنها و نیازمند محبت معرفی میکرد. پس از برقراری ارتباط عاطفی و عقد ازدواج، سناریوی قتل را به اجرا میگذاشت. شروع تحقیقات شک خانواده قربانی آخر این پرونده زمانی فاش شد که فرزندان آخرین قربانی، یک مرد ۸۲ ساله، نسبت به مرگ ناگهانی پدر خود شک و تردید ابراز کردند.

سردار حسن مفخمی، فرمانده وقت انتظامی مازندران، اعلام کرد که شکایت فرزندان مبنی بر مرگ مشکوک و ناپدید شدن اسناد مالی، کلید ورود کارآگاهان به این پرونده بود. اعترافات و جزئیات ترسناک پس از بازداشت، کلثوم اکبری در اعترافاتش به قتل چندین نفر از همسرانش اعتراف کرد. او توضیح داد با شناسایی افراد مسن و ثروتمند که تنها زندگی میکردند، با ادعای صداقت دوستی میسازم و پس از مدتی ازدواج میکنم.

و سایر داروها را به قربانیان تزریق میکرد که باعث سرگیجه شدید، اختلال در ضربان قلب و در نهایت ایست قلبی میشد.

این تکنیک باعث میشد پزشکان قانونی علت مرگ را سکته قلبی، عوارض دیابت یا أسباب طبیعی بدانند و پرونده به راحتی بایگانی شود. فرمانده انتظامی مازندران تأکید کرد که انگیزه او صرفاً طمع و مال بود. نمونههای مشهور جهانی پدیدهای فرامرزی مقایسه پرونده کلثوم اکبری با قاتلان سریالی زن مشهور جهان، درک بهتری از این پدیده فراهم میکند. ۱.

جولیا توفانا – سمساز رنسانس جولیا توفانا در قرن هفدهم میلادی در ایتالیا، سم بیرنگ و بیبویی به نام آکوا توفانا تولید کرد و به صورت لوازم آرایشی به زنان فروخت که میخواستند از شر همسران آزاردهنده یا ثروتمند رها شوند. تخمین زده میشود این سم باعث مرگ بیش از ۶۰۰ مرد شده باشد.

اگرچه انگیزه او ترکیبی از کسبوکار و کمک به زنان بود، اما پروندهاش نشان میدهد استفاده از سم به عنوان سلاح خاموش زنان ریشه دراز تاریخی دارد. ۲. مری آن کاتن – پیشگام دوران ویکتوریا مری آن کاتن، پرستار اهل انگلستان، در قرن نوزدهم سه همسر و ۱۱ نفر از فرزندانش را با آرسنیک برای دریافت مبالغ ناچیز بیمه عمر کشت.

این پرونده ثابت میکند که الگوی بیوه سیاه حتی در دورهای که دسترسی زنان به منابع مالی بسیار محدود بود، وجود داشته و انگیزه مالی همیشه محوری بوده است. ۳. بل گونس – شکارچی تبلیغات روزنامه بل گونس مهاجر نروژی-آمریکایی در اوایل قرن بیستم، با تبلیغ در روزنامهها برای ازدواج، مردان ثروتمند را به مزرعه خود در ایندیانا دعوت میکرد. پس از مدتی آنها را میکشت و ثروتشان را غارت میکرد.

تعداد قربانیان او برآورد شده بیش از ۴۰ نفر است. شباهت روش او با کلثوم اکبری در استفاده از ازدواج به عنوان تله و انگیزه کاملاً مالی، بسیار چشمگیر است. ۴. نانی داس – مادربزرگ خندان نانی داس با ظاهر مهربان و لبخند مداوم، در میانه قرن بیستم، چهار همسر، مادر، خواهر و نوههایش را با آرسنیک کشت. انگیزه اصلی در قتل همسران، دریافت پول بیمه عمر بود.

استفاده از سم (مشابه قرصهای حلشده توسط کلثوم) و ظاهر فریبنده، او را به نماد کلاسیک بیوههای سیاه تبدیل کرد. ۵. جودی بوئنوآنو – بیوه سیاه فلوریدا جودی که لقب بیوه سیاه را از رسانهها گرفت، همسر اول را برای بیمه عمر ارتش با آرسنیک کشت. بعدها پسر معلول خود را با غرق کردن و نامزد دیگری را با بمبگذاری در خودرو به قتل رساند.

این پرونده تنوع روشهای قتل در کنار ثبات انگیزه مالی را نشان میدهد که در پرونده کلثوم اکبری نیز مشهود است. هشدار اجتماعی و راهکار پیشگیری پرونده کلثوم اکبری و همتایان جهانی او، فراتر از یک خبر جنایی، زنگ خطر برای جامعه هستند. این موارد اثبات میکنند قاتلان سریالی همیشه چهره ترسناک ندارند؛ گاهی در نقاب همسر مهربان، پرستار دلسوز یا مادربزرگ محبتآمیز پنهان میشوند.

شناخت الگوهای روانشناختی و رفتاری این افراد، قدم اول پیشگیری است. همچنین، این پروندهها یادآوری میکنند که انزواهای اجتماعی سالمندان، فقدان شبکههای حمایتی قوی و عدم نظارت بر امور مالی مسنان، آنها را به اهداف آسان برای شکارچیان بیرحم تبدیل میکند. آگاهیبخشی به سالمندان و خانوادههایشان، و تقویت نظارتهای قانونی بر ازدواجهای سریع با افراد ناشناس، میتواند مانع تکرار تراژدیهای مشابه در آینده شود.