چرا کودکان دزدی میکنند؟ علل روانشناختی و راهکارهای اثربخش برای مقابله با سرقت کودک, مادر یا پدری که متوجه میشود کودک پنجسالهاش بدون اجازه آبنباتی را در جیب پنهان کرده، با شوک و خجالت روبرو میشود. درک دلایل پشت این رفتار، اولین گام برای حل صحیح مسئله است. در این مقاله به بررسی ریشههای دزدی در کودکان و روشهای علمی مقابله با آن بر اساس گروههای سنی میپردازیم. ریشههای روانشناختی و اجتماعی دزدی در کودکان ۱.
ناتوانی در کنترل تکانه و نارسایی عملکرد مغزی کودکانی که به سن ۶ یا ۷ سالگی میرسند، اغلب دچار رفتارهای تکانهگرانه میشوند. بخشهای مغز مسئول خودکنترلی، قضاوت اخلاقی و مهارتهای اجرایی در این سنها هنوز به بلوغ کامل نرسیدهاند.
نکاتی که باید بدانید به همین دلیل کودک ممکن است اسباببازی مورد علاقه را از مهدکودک بیاورد یا شیرینی میهمانی را بدون اجازه بخورد، بدون اینکه احساس گناه یا پشیمانی داشته باشد. این کار نشانه بدی بودن ذات کودک نیست، بلکه نشاندهنده فرآیند طبیعی رشد عصبی است که نیاز به راهنمایی دارد. ۲.
کمبود توجه و احساس خودکمبینی در خانوادههایی که والدین به دلیل کار، مشکلات اقتصادی یا مراقبت از نوزادان دیگر، زمان کمی را به کودک اختصاص میدهند، کودک ممکن است دزدی را ابزاری برای جلب توجه بداند. او با سرقت اشیاء، حتی بیارزش، سعی میکند خالی بودن احساسی خود را پر کند و وجود خود را به والدین ثابت نماید. این رفتار نماد فریاد بیصدای کودک برای دیده شدن است. ۳.
اثرات مفیدی روی بدن و روان درک ناقص از مفهوم مالکیت و مرزها کودکان به طور ذاتی با مفاهیم مال من و مال تو متولد نمیشوند. بسیاری از موارد دزدی ناشی از عدم درک مرزهای مالکیت است. کودک ممکن است نفهمد چرا میتواند روسری مادر را بردارد اما اجازه برداشتن پول از کیف او را ندارد. آموزش صریح و تکرار شده درباره حقوق مالکیت، راهکار اصلی در اینجا است. ۴.
کلپتومانیا (جنون دزدی) به عنوان اختلال بالینی این حالت نادر و متفاوت با دزدی معمول است. کودک مبتلا به کلپتومانیا، تمایلی ناگهانی و غیرقابل کنترل برای سرقت اشیاء بیارزش دارد. این کار انگیزه اقتصادی یا انتقام ندارد و ریشه در آسیبهای ارگانیک مغز یا اختلالهای روانپزشکی دارد. در این موارد، آموزش اخلاقی اثربخش نیست و مراجعه به روانپزشک کودک الزامی است. ۵.
فشار همسالان، خشونت و اعتیاد بازارچیان مدرسه، کودکان بزرگتر یا گروههای انحرافی ممکن است کودک را به دزدی وادار کنند. ترس از تهدید یا نیاز به پول برای خرید مواد مخدر، انگیزههای قدرتمندی برای سرقت هستند. در این سناریو، کودک قربانی است نه مجرم، و حل مسئله نیازمند مداخله در محیط اجتماعی او و پشتیبانی قانونی است.
راهکارهای مقابله با دزدی بر اساس گروه سنی دوره پیشدبستانی (زیر ۶ سال) آموزش به جای تنبیه در این سن، اصطلاح دزدی تعریف جنایی ندارد. کودک مفهوم مالکیت را درک نمیکند و صرفاً بر اساس هوس لحظهای عمل میکند. بر اساس توصیههای آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا (AACAP)، والدین باید با زبان ساده و صریح توضیح دهند که برداشتن اموال دیگران بدون اجازه اشتباه است.
اگر کودک چیزی برداشته، به آرامی از او بخواهید آن را برگرداند یا خودتان آن را پس دهید. عصبانیت، تحقیر یا مجازات سنگین، فهم کودک را مختل میکند و اثر معکوس دارد. دوره دبستان (۶ تا ۱۲ سال) برقراری قوانین و عواقب منطقی کودکان مدرسهای میدانند دزدی بد است، اما به دلیل تکانشگری و عدم تفکر در عواقب، یا تحت فشار دوستان، دزدی میکنند. دروغگویی برای پنهان کردن سرقت در این سن رایج است.
استراتژی موثر شامل موارد زیر است تدوین قوانین خانوادگی شفاف بر پایه صداقت و احترام به اموال دیگران. تعیین عواقب پیشبینیشده و منطقی برای نقض قوانین (مثلاً بازگرداندن شیء، عذرخواهی کتبی، یا انجام کار خانه). مکالمه خصوصی و محترمانه با کودک، دور از خشم و تهمت. همکاری با مدرسه و والدین طرف مقابل برای حل مسالمتآمیز مسئله. تهدید به زندان یا برچسب زدن بچه بد، اعتماد به نفس کودک را میشکند و احتمال تکرار را افزایش میدهد.
دوره نوجوانی (۱۲ تا ۱۸ سال) گفتگوی جدی و بازسازی اعتماد نوجوانان معمولاً آگاهی کامل از غیرقانونی بودن دزدی دارند، اما به دلایلی چون فشار گروه همسالان، میل به اثبات هویت، کمبود اعتماد به نفس، یا لذت از ریسک، به سرقت روی میآورند. اگر نوجوان شما دزدی کرده با آرامش و جدیت درباره پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و قانونی (سوءپیشینه کیفری) گفتگو کنید.
در صورت دستگیری پلیس، از او حمایت کنید اما از او بخواهید مسئولیت کار خود را بپذیرد؛ این تجربه میتواند مانع از جرایم بزرگتر در بلوغ باشد. اگر سرقت از اعضای خانواده بوده، به او فرصت بدهید اعتماد را با جبران خسارت (بازپرداخت پول، کارهای خدماتی) احیا کند. محدودیتهای منصفانه (مثل کاهش پول جیبی یا محدودیت خروج) جایگزین تنبیههای بدنی یا تحقیرآمیز شوند.
وقتی دزدی نشانهی یک مشکل عمیقتر است اگر با وجود تمام تلاشها، دزدی ادامه یابد، ممکن است ریشه در تروما، آزار جنسی، جسدی یا روانی، یا شرایط سخت زندگی (مانند فرزندخواندگی) باشد. این کودکان برای احساس امنیت، دزدی میکنند. در اینجا حتماً از روانشناس یا روانپزشک کودک کمک بگیرید. با دلسوزی و صبر، به کودک یادآوری کنید که دزدی راه حل نیست، اما شما کنار او هستید.
هدف، لجناندازی نیست؛ هدف، درمان زخمهای پنهان و بازسازی حس امنیت است. نکته پایانی همراهی به جای مقابله کودکان کوچک به آموزش، نوجوانان به راهنمایی و کودکان آسیبدیده به درمان نیاز دارند. در تمام مراحل، پیام شما باید این باشد من تو را دوست دارم، این رفتار نادرست است، و من به تو کمک میکنم تا از این مشکل خارج شوی. آیا شما تجربه مواجهه با دزدی کودک را داشتهاید؟ راهکار شما چی بود و نتیجه چه شد؟
نظرات شما میتواند راهنمای والدین دیگر باشد. هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر