تحلیل جامع توتالیتاریسم ویژگیها، تفاوت با فاشیسم و اقتدارگرایی، و نمونههای تاریخی, توتالیتاریسم یا تمامیتخواهی، شدیدترین و فراگیرترین شکل اقتدارگرایی در علم سیاست محسوب میشود. این نظام سیاسی آزادیهای فردی را به طور کامل منتفی میداند و با استفاده از ابزارهای اجبار، ترور و ترس، سعی در کنترل تمام ابعاد زندگی عمومی و خصوصی شهروندان دارد.
رهبران این حکومتها معمولاً دیکتاتورانی هستند که اطاعت کورکورانه میخواهند و افکار عمومی را از طریق دستگاههای تبلیغاتی و پروپاگاندا هدایت میکنند. جورج اورول در رمان مشهور ۱۹۸۴ تصویری ترسناک از این حکومت ترسیم کرده است؛ جایی که قدرت برای همیشه بر چهره انسانی لگد میزند. هشت ویژگی بنیادین حکومتهای توتالیتر ۱.
۵ تکنیک کلیدی بازسازی نهادها به نفع قدرت حاکم حکومت تمامیتخواه با استناد به دیکتاتوری و خودکامگی، نهادهای سنتی سیاسی، قانونی و اجتماعی را نابود کرده و ساختارهای جدیدی را جایگزین میکند که تنها به تقویت قدرت خدمت میکنند. این سیستمها معمولاً یک هدف ایدئولوژیک کلان (مانند صنعتیسازی اجباری یا گسترش جغرافیایی) را دنبال کرده و کلیه منابع ملی را برای دستیابی به آن به کار میگیرند. ۲.
سرکوب نظاممند مخالفان و منتقدان هرگونه اعتراض، تفاوت نظر یا مانعی بر سر راه ایدئولوژی رسمی، با واکنشهای خشن و برچسبگذاریهای شیطانیسازیکننده روبرو میشود. قدرت با وسعت دادن اختیارات خود تحت پوشش حمایت مردمی، هرگونه اختلاف سیاسی را غیرقانونی اعلام میکند و رسیدن به هدف نهایی را مبرر هرگونه جنایتی میداند. ۳.
تبدیل میشود. مشارکت در تشکلهای دولتی ابتدا تشویق و در نهایت اجباری میگردد و پیوندهای آلی اجتماعی جای خود را به پیوندهای مصنوعی با حزب و رهبر میدهد. ۴.
نهادینهسازی خشونت سازمانیافته در این سیستم، خشونت تنها ابزاری نیست، بلکه ارزشی ایدئولوژیک دارد. تاریخچه آلمان نازی و شوروی استالینی شاهد است که گروههای خاصی (یهودیان، کولاکها و…) به عنوان دشمنان داخلی معرفی، متهم به همکاری با بیگانه و هدف حملات سازمانیافته قرار گرفتند تا وحدت مصنوعی جامعه تقویت شود. ۵.
عملکرد فراقانونی پلیس و نهادهای امنیتی برخلاف دولتهای پلیسی کلاسیک که رویههای قانونی مشخصی دارند، پلیس در توتالیتاریسم خارج از هر چارچوب حقوقی عمل میکند. اقدامات امنیتی پیشبینیناپذیر، هدفمند و بیحد و مرز است تا ترس را در افکار عمومی نهادینه کند. ۶. الزام ایدئولوژیک و تبعیت مطلق شهروندان ملزماند ایدئولوژی رسمی را به عنوان حقیقت مطلق بپذیرند.
این ایدئولوژی وعدهی یک جامعه آرمانی و نژادی خالص میدهد و تمام گرایشهای سیاسی دیگر (لیبرالیسم، محافظهکاری، عوامگرایی) را باطل میداند. وفاداری بیقید و شرط به رهبر، تنها معیار شهروندی است. ۷. کنترل کامل رسانهها و مهندسی افکار دستگاه تبلیغاتی حکومت، تمام کانالهای ارتباطی، هنر و ادبیات را در اختیار میگیرد. هدف، ایجاد یک جنگ روانی دائمی است تا مردم از بدیهای زندگی ناامید نشوند و در توهم پیروزیها بمانند.
شعارها و پارادوکسهای کلیشهای (مانند جنگ، صلح است در رمان ۱۹۸۴) برای فلج کردن تفکر انتقادی به کار میروند. ۸. تسلط کامل بر اقتصاد و حذف مالکیت خصوصی برای تأمین اهداف نظامی و ایدئولوژیک، دولت مالکیت و کنترل مطلق بر سرمایهگذاری، ابزار تولید و توزیع را تصاحب میکند. اقتصاد بازار و اندیشه مستقل اقتصادی محو شده و فعالیت شهروندان تنها در راستای اهداف قدرت هدایت میشود.
تفاوت توتالیتاریسم با اقتدارگرایی و فاشیسم هرچند هر سه سیستم ضددموکراسی هستند، اما مکانیزمهای قدرت متفاوت است. اقتدارگرایی به شیوهای منفعلانه (پروپاگاندا، محدودیتهای انتخابی) اطاعت را میطلبد و تحمل محدودیتهای بیشتری برای جامعه مدنی دارد. در مقابل، توتالیتاریسم با ابزارهای فعال ترور، پلیس مخفی و زندان، زندگی خصوصی را هم اشغال میکند و وفاداری ایدئولوژیک دینی را میطلبد.
فاشیسم ریشه در ناسیونالیسم افراطی، برتری نژادی و ترس از دشمن خارجی دارد و گاهی از راههای دموکراتیک به قدرت میرسد. توتالیتاریسم اما فرامنطقهایتر است، بر ایدئولوژی جهانی (مانند کمونیسم یا نازیسم) متمرکز است و فعالیتهایش معمولاً در مرزهای جغرافیایی خود محدود میماند، در حالی که فاشیسم اغلب جاهطلبی امپریالیستی دارد.
پساتوتالیسم وجه مدرن کنترل واتسلاف هاول مفهوم پساتوتالیسم را برای توصیف جوامع کمونیستی اروپای شرقی دهه ۱۹۷۰ ابداع کرد. در این فاز، سرکوب علنی جای خود را به یک سیستم پیچیده از نفوذ، خودسانسوری، ترس پنهان و تحریف حقیقت میدهد که افراد را بدون نیاز به زور مستقیم، در اطاعت ساکت میفرماید. نمونههای بارز تاریخی و معاصر مصطلح توتالیتر نخستین بار در دهه ۱۹۲۰ توسط بنیتو موسولینی برای توصیف رژیم فاشیست ایتالیا به کار رفت.
سه نمونه کلاسیک تاریخ شامل اتحاد جماهیر شوروی در دوره استالین، آلمان نازی در عصر هیتلر و جمهوری خلق چین در زمان مائو تسهتونگ میباشند. در دوران معاصر، محققان کره شمالی و اریتره را به عنوان آخرین باستگاههای باقیمانده حکومت تمامیتخواه در جهان شناسایی میکنند. کره شمالی تحت حکومت کیم جونگ-اون، با ترکیب ارعاب، پروپاگاندا همهجانبه و نظارت کامل، ماندگارترین نمونه این سیستم است.
کتاب مرجع توتالیتاریسم اثر هانا آرنت هانا آرنت در اثر سهجلدی ریشههای توتالیتاریسم، ریشههای تاریخی این پدیده را از یهودیستیزی قرن ۱۹ و امپریالیسم اروپایی تا شکلگیری رژیمهای نازی و استالینی ردیابی میکند. او نشان میدهد که این دو رژیم دو روی یک سکه هستند و بر مکانیزمهای تبدیل طبقات به توده، نقش پروپاگاندا، ترور و انزوا به عنوان پیششرطهای تسلط کامل تمرکز دارد.
نتیجهگیری توتالیتاریسم اوج استبداد سیاسی است که با ابزارهای سرکوب، کنترل اطلاعات، اقتصاد هدایت شده و خشونت نهادینه، فردیت را محو و جامعه را به ابزاری برای تحقق آرمانهای قدرت تبدیل میکند. شناخت ویژگیهای این سیستم، نخستین گام برای دفاع از ارزشهای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی تفکر است.